ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٩ - ١ - حيات آگاهانه
١ - حيات آگاهانه :
آگاهى به اين كه من زنده هستم غير از قرار گرفتن ناآگاه در جويبار زندگى است كه همهء جانداران از آن برخوردار مى باشند .
قرار گرفتن ناآگاه در جويبار زندگى ، حركتى است با احساس ملايم زندگى كه جاندار بطرف آن مى خزد و احساس ناملايم زندگى كه از آن مى گريزد .
اين توجيه خودكار مختص ذاتى زندگى طبيعى است كه يك محصول ظريفى از تفاعل مواد و خواص آن ميباشد . اين محصول ظريف كه با هفت ميليون چرا به حركت در راه خود ادامه مى دهد [١] بدون آگاهى به مصالح ساختمانى كه آنرا مى سازد و بدون آگاهى از اين كه از آن مصالح چه مى توان ساخت ، يك پديدهء وابسته است كه نمى تواند براى استقلال هويت خود حسابى باز كند . در حقيقت همهء شئون و فعاليتهاى حياتى انسانى كه در چنين زندگى ناآگاه حركت مى كند ، از عواملى گرفته مى شود كه بيرون از ذات خود او است و با عواملى از دست مى رود كه مربوط به خود او نيست . اين انسان هر جمله اى را كه با ضمير متكلم ( ام ) ( من ) تمام كند ، معنايى جز اسناد محتواى آن جمله به عامل بيرون از ذات خود ندارد . بعنوان مثال اگر بگويد : مى انديشم ، معنايش اينست كه مى انديشند . مى خندم ( مى خندد ) مى گريم ( مى گريد ) حركت ميكنم ( حركت ميكند ) قدرت من ( قدرت او ) علم من ( علم او ) تكاپوى من ( تكاپوى او ) و غير ذلك . فقط آگاهى به حيات است كه اصول و ارزشهاى خود را براى آدمى تفسير نموده و او را به تفكيك من از او و من از آن توانا مى سازد . اين كه مى بينيم اكثر
[١] اوپارين زيست شناس معروف در كتاب « حيات : طبيعت و منشأ تكامل آن ترجمهء آقاى هاشم بنىطرفى ص ١٨٣ چنين مى گويد : « فقط از راه چنين برداشت تكاملى است كه امكان مى يابيم نه فقط بفهميم كه در بدن موجودات زنده چه رخ مى دهد و چرا رخ مى دهد ، بلكه همچنين خواهيم توانست به هفت ميليون چرايى پاسخ بدهيم كه براى شناخت واقعى جوهر حيات در برابر ما قرار مى گيرند » البته مشاهده مى شود كه بعضى از نقادان علم گرا مى گويند : اگر يك چرا هم در بارهء خود جريان تكاملى بر آن هفت ميليون چرا اضافه كنيم ، مى شود هفت ميليون و يك چرا .