ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٤ - مقدمه اى بر تفسير ١٧١ حيات معقول ١٨٧
است . در قرآن مجيد در برابر رضايت ابتدائى و خام كه از مختصات گرايش به « حيات طبيعى محض » است ، رضايت عالى ناشى از گرايش به « حيات معقول » ( حيات طيبه و حيات مستند به دليل روشن ) مطرح و آنرا نتيجهء ارتباط رشد يافتگان با خدا معرفى مى نمايد . از آن جمله : ١ - ( يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً . فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي ) [١] ( اى نفس واصل بمقام والاى اطمينان ، بسوى پروردگارت برگرد ، در حالى كه تو به درجهء رضايت از پروردگارت رسيده اى و پروردگارت از تو راضى است .
داخل در گروه بندگانم باش و قدم در بهشت من بگذار ) اطمينان نفس و رضايت كه در اين آيه مقدمهء بازگشت به پيشگاه ربوبى معرفى شده است ، آن اطمينان و رضايتى است كه آدمى را شايستهء ديدار خداوندى و ورود در گروه بندگان رشد يافته نموده است . اين اطمينان حاصل از به فعليت رسيدن و شكوفا شدن و ابتهاج شخصيت آدمى است ، نه فرو رفتن در لجن خواستههاى فريباى حيات طبيعى كه روى بدبختىها و سيه روزيهاى ديگر انسانها و اضطرابات پشت پردهء خودآگاهىهاى خود انسان استوار شده است .
مقدمه اى بر تفسير « حيات معقول » در اين مقدمه اولا بيك اصل مهم كه مخصوص قلمرو انسان شناسى است .
بطور مختصر اشاره مى كنيم و ثانيا آيات قرآنى مربوط به « حيات معقول » را كه سرفصل مباحث ما است ، مى آوريم : اما اصل مهمى كه مخصوص قلمرو انسان شناسى است ، يك ملازمهء لطيف ميان دو قضيهء « حيات انسانى چنين است » و « حيات انسانى چنين بايد باشد » است كه متأسفانه از ديدگاه اغلب متفكران علوم انسانى دور مى ماند . تحقيقات ما در بارهء جهان شناسى و انسان -
[١] الفجر آيه ٢٧ تا ٢٩