ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٢ - رضايتها بطور طبيعى مانع از پيشرفت بسوى استقلال و آزادى شخصيت بوده است
كه ممكن است زنده تر و همه جانبه تر در ميان بگذاريم و از مغزهاى نيرومند و رشد يافته كه داراى ارواح وارسته هم مى باشند ، براى تكميل اين مبحث استمداد كنيم نه اين كه مباحث طرح شده را در « حيات معقول » چنان با حالت انحصارگرايانه طرح كنيم كه بجاى آماده كردن مقدمه براى انتقال از « حيات طبيعى محض » به « حيات معقول » با تنگ نظرىهاى معمولى كه خود يكى از مختصات بارز « حيات طبيعى محض » است درد ديگرى بر دردهاى بشرى بيفزاييم .
رضايت خام و ابتدائى با انگيزه هائى كه يادآور شديم ، در مواردى از قرآن مجيد تذكر داده شده است . از آن جمله : ١ - ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ ) [١] ( آيا بهمين حيات دنيوى بجاى حيات ابدى رضايت داديد ) مقصود از حيات دنيوى بدون ترديد « حيات طبيعى محض » است كه در برابر « حيات پاكيزه » ( حياة طيبه ) و « حيات قابل استدلال ( زندگى مبنى بر دليل و برهان روشن ) كه در آيهء ( إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَهُمْ ) آمده است ، قرار مى گيرد ، نه حيات بمعناى عمومى آن كه قابل اعتلاء و تكامل ميباشد .
٢ - ( وَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِالله وَجاهِدُوا مَعَ رَسُولِه اسْتَأْذَنَكَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقالُوا ذَرْنا نَكُنْ مَعَ الْقاعِدِينَ . رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ وَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ . لكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولئِكَ لَهُمُ الْخَيْراتُ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) [٢] ( و هنگامى كه سوره اى نازل مى شود [ و دستور مى دهد كه ايمان به خدا بياوريد و با پيامبر او جهاد كنيد ، ثروتمندان و قدرتمندان از آنان از تو اجازه مى خواهند و مى گويند : ما را رها كن تا با كسانى باشيم كه عاجز از جهادند . آنان راضى
[١] التوبة آيهء ٣٨ .
[٢] التوبه آيه ٨٧ .