ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٨ - ٤ - رضايت ناشى از احساس لذت از حيات طبيعى محض
و سستىها و صرف عمر است در گلاويزى بىنتيجه با هر چه كه آنرا مزاحم خود مى بيند . اين رضايت كجا و « حيات معقول » كجا كه مى گويد : تساوى دو روز انسان از نظر رشد و پيشرفت انسانى خسارتست ٤ - رضايت ناشى از احساس لذت از حيات طبيعى محض پيروان آگاه و ناآگاه اپيكور با تفسير حيات به « بهره بردارى از لذايذ هر چه بيشتر و فرار از ناگواريها و آلام هر اندازه كه امكانپذير است » رضايت را در همين تفسير و توجيه مى دانند . اولين خسارتى كه دامنگير اين جويندگان رضايت است ، جهل مهلك و نابخردانه ايست كه انسان را موجودى در خلاء محض فرض ميكنند و گمان مى برند لذايذ و آلام يك انسان ناگهان از زمين مى رويد يا ناگهان از آسمان فروميريزد و نمى فهمند كه اغلب لذايذ شخصى لذت پرستان بر بنياد دردها و شكنجهها و ناگوارى ديگران استوار مى شود و بقول ناصر خسرو : اغلب چنين است كه :
< شعر > ده تن از تو زرد رو و بينوا خسبد همى تا بگلگون مى ، تو روى خويش را گلگون كنى < / شعر > اينان پستتر از آنند كه بفهمند عظمت و ارزش اشتراك در غم و اندوه انسانها با امكان فرار شخصى از آنها و فقط براى احساس وحدت در حيات كه جلوه گاه مشيت الهى است ، با عظمتتر از خم شدن بروى خويشتن و خارش دادن خود براى احساس لذت مى باشد . رضايت به احساس لذت شخصى كه اساسىترين مختص حيات طبيعى است ، نفوذ ناپذيرترين سد است كه ميان انسان و « حيات معقول » بوجود مى آيد . اى كاش اپيكور بهمان نظريهء اتمى خود در بارهء اجزاء بنيادين اجسام طبيعى قناعت ميكرد و جلو حركت بشرى را با ارائهء هدونيسم ( كيش لذت پرستى ) نمى گرفت .