ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٨ - ١٨ - ١٧١ مهلت كم است - هر گونه تعلل و تأخيرى در برقرارى صلح اقتصادى - فرهنگى در جهان ، ما را ناگزير مى سازد كه بهاى سنگينترى براى بقاء بپردازيم
ضد انسانى و بد بينى اين سخن را مى گويد ، بلكه بدان جهت مى گويد كه « حيات انسانها هويت اصلى خود را از دست داده و از ارزشهاى والاى انسانى جز اسمى تو خالى نمانده است . » [١] بنا بر اين ، اين كه اين بيانيه مى گويد : « مهلت كم است » بايد بدانيم كه براى نجات حيات طبيعى و معنوى انسانها هميشه مهلت كم بوده است . و چون تلفات بىهويتى كه پوچى نتيجهء مستقيم آن است ، بسيار ناگوار است ، هميشه و در هر برهه از تاريخ بايد اصل « مهلت كم است » را همهء انسانها بپذيرند . ممكن است اين احتمال در ذهن بعضى از صاحبنظران خطور كند كه با وجود اين كه همواره براى نجات دادن زندگى بشرى در تمامى ابعادش مهلت كم بوده و تأخير امرى ناشايسته بوده است ، به چه دليل در دوران ما به اين شدت به ياد اين اصل حياتى افتادهاند پاسخ اين است : بدان جهت كه در اين دوران گرفتارى انسان و نابودى او از روى زمين ، مخصوص ناتوانان نبوده و اين دفعه ناتوان و توانا و قدرتمند و كوچك و بزرگ و كاخ نشينان و كوخ نشينان و فرمانفرمايان و فرمانبران همه و همه راهى زير خاك تيره خواهند گشت ، لذا داد و فرياد و سمينارها و سمپوزيومها و كنگرهها و تأليفات و ساير تلاشها ، همه و همهء آنها مستند به محروميت همهء صفهاى كار زار تنازع در بقاء از زندگى است نه تنها ضعفاء و بينوايان .
در ميان جملات مورد بررسى ، اين جمله را مى بينيم كه مى گويد : « هر گونه تعلل و تأخيرى در برقرارى صلح اقتصادى - فرهنگى در جهان ، ما را ناگزير مى سازد كه بهاى سنگينترى براى بقاء بپردازيم . » بايد گفت : اگر در گذشته اصالت هويت انسانى و ارزشهاى آن مورد توجه قرار مى گرفت و داد و فريادهاى صاحبنظران خير انديش و با تقوى و با فضيلت كه واقعا به انسان و انسانيت علاقه داشته و مهر راستين به او مى ورزيدند در گوش سلطه جويان خود كامه فرو مى رفت [ و براى جلوگيرى از پرداختن بهاى سنگين به جهت ناديده انگاشتن هويت و ارزشهاى اصيل انسانى اقدام جدى
[١] اين داستان را در شمارهء ٤ از همين مباحث مشروحا از كتاب زندگى انيشتين ، تأليف فيليپ فرانك ، ترجمهء آقاى حسن صفارى ، ص ٥٤١ و ٥٤٢ نقل كردهايم .