ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٣ - شدت مقاومت و نهايت پافشارى مردم در بارهء يك موضوع دليل حق بودن آن نيست
٣٧ ، ٤٥ - إنّهم لن يزولوا عن مواقفهم دون طعن دراك ، يخرج منهم النّسيم ، و ضرب يفلق الهام ، و يطيح العظام ، و يندر السّواعد و الأقدام ، و حتّى يرموا بالمناسر تتبعها المناسر ، و يرجموا بالكتائب تقفوها الحلائب ، و حتّى يجرّ ببلادهم الخميس يتلوه الخميس و حتّى تدعق الخيول فى نواحر أرضهم و بأعنان مساربهم و مسارحهم ( آنان مواضع خود را از دست نخواهند داد مگر با ضربههاى پى در پى نيزهها كه ضربهء خورده را به نفسهاى آخرين بكشاند ( يا از شكاف جراحت آنان نسيم عبور كند ) و مگر با ضربتى كه تارك آنان را بشكافد ، و استخوانهاى آنانرا بيندازد ، و بازوها و قدمهاى آنان را از تن جدا كند و بر خاك بيفكند . ( آنان جاى خود را تغيير نخواهند داد ) مگر با هجوم سپاهيانى پس از سپاهيان ، و مگر با كوبيدن آنان با لشكرى پس از لشكرى كه از همه سو جمع شده و انبوه گشتهاند ، و مگر اين كه لشكرهايى پى در پى به شهرهاى آنان كشيده شوند ، تا آنكه اسبهاى سواران سمّهاى خود را بر آخرين خطوط سرزمينشان بكوبند ، و همهء اطراف مراتع و چراگاههايشان را زير لگدهاى خود بگيرند . ) شدت مقاومت و نهايت پافشارى مردم در بارهء يك موضوع دليل حق بودن آن نيست چنين نيست كه هر جا كه عده اى از مردم در بارهء يك موضوعى مقاومت و پافشارى شديد داشته باشند ، دليل حق بودن آن موضوع محسوب گردد . در طول تاريخ و در همهء جوامع ، فراوان ديده شده است كه مردمى زياد در بارهء موضوع باطل به شدت ايستادگى كرده و تا پاى جان از آن دفاع نمودهاند ، با اين كه نه تنها پس از گذشتن مدتى ، بلكه در همان زمان ، انسانهايى آگاه و پاكدل وجود داشتند كه باطل بودن آن موضوع را كه قربانىهاى بىشمارى به خاك و خون انداخته بود ، بخوبى مى فهميدند ، ولى آنان به جهت عللى از ابراز بطلان آن موضوع و يا مبارزه عليه حمايتگران آن امتناع مى ورزيدند . در اين بحث اين سؤال پيش مى آيد كه بنا بر اين ، يعنى بنا بر اين كه در حمايت از باطل هم ، جديت و صميميّت و مقاومت شديد امكان داشته باشد ، چه فرقى با حق پيدا مى كند پاسخ اين اعتراض چنين است كه اولا از مختصات هر حقّى ، جديت و صميميت و مقاومت شديد در دفاع از آن و اجراى آن