ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦ - ترجمهء خطبه صد و بيست و دوم
با اين نابكارى مى خواستند امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام را از حكومت ساقط نمايند . و همه مى دانيم اسقاط آن بزرگوار از حكومت يعنى محو ساختن نور و شفا ، و هدايت و رحمت الهى از دلها و عقول مردم جامعه و غوطه ور ساختن آنان در ظلمتهاى جهل و فقر و بيماريهاى روحى و ضلالت و نكبتهايى كه بعدها همهء آنها به فعليت رسيد . بنا بر اين ، آن روز بلند كردن قرآن بعنوان حجت و تكيه گاه براى مسلمين هيچ معنايى جز زير پا انداختن و محو ساختن خود آن قرآن ( به معناى محروم كردن جوامع بشرى از آن ) نداشته است . نتيجه چنين مى شود كه بشر يك بعدى از طبيعت دارد كه حقيقتى را براى ارتكاب نقيض آن به نمايش در مى آورد آيا اين پليدى را در هيچ حيوانى مى توانيد سراغ بگيريد كه مقدسترين حقيقت را دستاويز نابود ساختن آن قرار بدهد درست اين رفتار پليد است كه در برهه هايى فراوان از تاريخ ، وقيحترين انسانها را با قيافهء مدافع مقدسات بر مردم ساده لوح مسلط ساخته و با كارى وقيحتر از آن كه عبارتست از بهره بردارى از كلمهء سازنده « سياست » پوششى روى آن گذاشته است ١٨ ، ٢٤ - فقلت لكم : هذا أمر ظاهره ايمان ، و باطنه عدوان ، و أوّله رحمة ، و آخره ندامة .
فأقيموا على شأنكم ، ألزموا طريقتكم ، و عضّوا على الجهاد بنواجذكم ، و لا تلتفتوا إلى ناعق نعق ، إن أجيب أضلّ ، و إن ترك ذلّ . و قد كانت هذه الفعلة ، و قد رأيتكم أعطيتموها من در آن موقع در پاسخ شما گفتم : اين نيرنگ بازى كه براه انداختهاند ، ظاهرش ايمان است و باطنش عداوت . اولش رحمت است و آخرش ندامت . بر موقعيت و وضع خودتان پا بر جاى باشيد ، و راهى را كه پيش گرفتهايد ادامه بدهيد . و براى جهاد با آن نابكاران ، دندان روى دندان بفشاريد و هيچ التفاتى به نعرهء نعره زنى ننماييد كه اگر اجابت شود گمراه خواهد كرد و اگر بحال خود رها شود ذليل و پست خواهد گشت . ( با همهء اين اصرار كه من بر ردّ مسئلهء حكميت داشتم ) كارى كه آن نابكاران هوى پرست مى خواستند انجام شد و من ديدم كه شما بوديد كه اين كار حيله گرانه و فساد انگيز را در اختيار آنان گذاشتيد .