ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٠ - ترجمهء خطبهء صد و بيست و سوم
< شعر > عيسى به رهى ديد يكى كشته فتاده حيران شد و بگرفت به دندان سر انگشت گفتا كه كه را كشتى تا كشته شدى زار تا باز كجا كشته شود آنكه ترا كشت انگشت مكن رنجه به در كوفتن كس تا كس نكند رنجه بدر كوفتنت مشت < / شعر > و اگر عدم دفاع قدرتمند از جان يك ناتوان سبب از بين رفتن او باشد ، در اين صورت آن قدرتمند اعانت به مرگ ناتوان نموده و مشمول اين روايت مى شود كه : من أعان على قتل امرىء مسلم جاء يوم القيامة مكتوبا بين عينيه آيس من رحمة اللَّه [١] ( هر كسى به كشتن يك مرد مسلمان كمك كند وارد روز قيامت مى شود در حالى كه به پيشانى او نوشته شده است : اين شخص از رحمت خداوندى محروم است ) .
امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد : دفاع انسان قدرتمند از جان انسان ناتوان چه در حال جنگ و چه در غير اين حال ، مانند دفاع وى از جان خود بايد باشد . يعنى همان گونه كه جان آدمى در موقع احساس خطر همهء قواى مغزى و عضلانى خود را به كمك مى طلبد ، و همهء آن قوا بدون معطلى و بدون تلف كردن كمترين وقت و بدون اندك مضايقه براى نجات دادن جان از خطر ، حركت مى كنند و به فعاليت مى افتند ، همان طور بايد اشخاصى كه داراى قدرت هستند در موقع استمداد يك ناتوان از آنان براى نجات دادن جان خود ، بلكه حتى بدون ابراز استمداد به همان حركت و فعاليت جدى بپردازند كه قواى مغزى و عضلانى خود آنان براى نجات دادن جانشان ، با توجه به اين اصل ، بار ديگر عظمت و جدى بودن يگانگى روحانى ميان مردم با ايمان اثبات مى شود كه از كتاب كافى نقل شده است : المؤمن أخو المؤمن كجسد واحد إذا اشتكى شيئا منه وجد ألم ذلك فى سائر جسد و إنّ روحهما من روح واحد و إنّ روح المؤمن لأشدّ إتّصالا بروح اللَّه من إتّصال شعاع الشمس بها [٢] . ( مؤمن برادر مؤمن مانند اعضاى يك پيكرند ، اگر عضوى از پيكر دردى داشته باشد ديگر اعضاء آن ، همان درد را احساس مى كند و ارواح مردم با ايمان از يك روح است و اتصال روح مؤمن به روح خداوند شديدتر است از اتصال خورشيد به خورشيد . ) امير المؤمنين عليه السلام در
[١] براى مطالعه روايات اعانت بر ظلم و قتل ، رجوع شود به سفينة البحار مرحوم محدث قمى ج ٢ ، ص ٤٠٧
[٢] الكافى - محمد بن يعقوب كلينى ج ٢ ، ص ١٦٦