ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٥
آيا دين از علم و فلسفه جدا است ٣٠١ توضيح و تفسير كار اختيارى بعد از وقوع آن از ديدگاه كاملا علمى ، خود دليل علمى بودن جريان كار اختيارى است . ٣٠٤ يك راه علمى ديگر براى كشف عوامل و ارزش كار اختيارى كه عبارتست از شناخت هدف گيريها و انگيزگى عواملى كه براى يك انسان مى تواند در صادر كردن كار اختيارى تأثير نمايد . ٣٠٧ اگر هم بر فرض خلاف واقع چنين فرض كنيم كه ارزشها را نتوانستيم در مجراى علم بمعناى معمولى آن در دوران ما مورد بررسى قرار بدهيم ، لازمهء چنين فرضى آن نيست كه ارزشها و معنويات مستند به اساس محكمى نيستند . ٣١٠ اين حقيقت كه انسانها استعداد زندگى با ارزشها و معنويات را در خود دارند ، يكى از بهترين دلايل هماهنگى « هستها » با « بايدها و شايدها » و استنتاج « بايدها و شايدها » از « هستها » مى باشد . ٣١٣ اين نظريه كه « بايدها و شايدها » از « هستها » به وجود نمى آيد ، آن نظريه است كه واقعيات عالم هستى را يك عده موجودات بى معنا و بدون حكمت مى داند . ٣١٦ هيچ متفكر اسلامى نمى تواند مطابق پندار بعضى از سطح نگران واقعيات عالم هستى را به عنوان يك عده موجوداتى كه همهء حقائق و ابعاد و سطوح آنها را در همان پديدهها و اشياء منحصر مى دانند [ كه در ارتباطات حسى آنها را درك مى كنند و ماوراى آنچه را كه با حواس درمى يابند منكر و يا ناديده مى گيرند ] تلقى نمايد . ٣١٧ عده اى از نويسندگان كه شكوه آيات خداوندى را در جهان هستى مى پذيرند ولى نمى توانند يا نمى خواهند از آن شكوه ملكوتى و آيات تحريككننده احساس تكليف نمايند ، از ما انسانها مى خواهند كه ما با كمال فراغت از چهرهء ملكوتى و آياتى هر دو جهان درونى و برونى ، تنها به تماشاى درخت برومند و پر شاخ و برگ خلقت بپردازيم و به نوعى لذّت ظريف اپيكورى از زندگى قناعت بورزيم ٣١٩ بايد متوجه باشيم كه هيچ عاقلى تاكنون نگفته است كه از نظاره به قانونمندى و شكوه هيجان انگيز عالم هستى ، تكاليف مذهبى و بايدهاى حقوقى و اخلاقى خصوصى نتيجه گيرى مى شود ، يعنى هيچ كس نگفته است كه از حكمت و شكوهى كه در عالم هستى مشاهده مى شود ، ما بايد بفهميم كه « بايد نماز صبح را دو ركعت خواند . » ٣٢٠ دخالت اختيار در حقائق ارزشى منافاتى با علمى بودن آنها ندارد ٣٣٣ < / لغة النص = فارسي >