ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٥ - دخالت اختيار در حقايق ارزشى منافاتى با علمى بودن آنها ندارد
بحكم بديهى عقل منتفى مى سازد . و پس از فعاليت فكرى مناسب اين حقيقت كه يك انسان نهال يا هستهء آن درخت را در آن دشت كاشته است ، براى وى تثبيت مى گردد .
آن گاه نوبت پيدا كردن هدف كاشتن آن درخت مى رسد ، آيا اين درخت براى ميوه اش كاشته شده است محتمل است . آيا براى اين كه بعنوان سايبانى در اين دشت مورد بهره بردارى قرار بگيرد محتمل است . آيا براى استفاده از چوبش كاشته شده است محتمل است . فرض كنيم چند احتمال ديگر براى هدف از كاشتن آن درخت وجود داشته باشد كه مجموعا به ده احتمال بالغ گردد . در پيرامون احتمال يا احتمالاتى كه معرفت ما را در اين گونه موارد تشكيل مى دهد . سه علم داريم .
علم يكم - اينست كه وضع ذهنى ما در بارهء هر يك از محتملات در حد احتمال است ، نه شك و ظن و اطمينان و يقين . و هر حكم و خاصيتى كه براى « احتمال » وجود داشته باشد بطور حتم در هر يك از احتمالات در مسئلهء ما نيز وجود دارد . بعنوان مثال اگر هر احتمالى در بارهء هر چيزى ، اين حكم يا خاصيت را داشته باشد كه باندازهء خود ، ذهن ما را مشغول مى دارد و باندازهء اهميتى كه موضوع آن احتمال در حيات مادى و يا معنوى ما دارد بهمان اندازه اهتمام ما را بخود جلب مى نمايد ، قطعى است كه چنين حكم يا خاصيتى در بارهء هر يك از احتمالاتى كه در بارهء هدف از كاشتن درخت در آن دشت وجود دارد ، براى ما معلوم است ، يعنى جنبهء علمى دارد .
علم دوم - هدف واقعى از كاشتن درخت در آن دشت يك يا چند موضوع محتمل در ميان احتمالات ده گانه مى باشد . اين نوع علم را « علم اجمالى » مى ناميم .
علم سوم - هر يك از احتمالات كه قوىتر باشد بيشتر ذهن ما را به خود مشغول مى دارد و بيشتر مورد ترتيب اثر قرار مى گيرد . بنا بر اين ، در صورت احتمال ، ذهن انسانى در ابهام و تاريكى مطلق غوطه ور نمى گردد .
احتمال - اين احتمال متعلق بهر يك از محتملات است كه ما در بارهء هدف از كاشتن درخت در آن دشت را در ذهن خود داريم . اگر ما علم را « انكشاف تام صد در صد واقعيت در ذهن » بدانيم ، انكشاف از ١ تا ٤٩ احتمال ناميده مى شود ، و مقابل اين درجه از انكشاف ( از ٥١ تا ٩٩ درصد را ظن و از حدود ٧٠ تا ٩٩ درصد را اطمينان و بهمين