ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٢ - مورد دوم
به خداى هارون و موسى ايمان آورديم . ( فرعون ) گفت پيش از آنكه من به شما اجازه بدهم به او ايمان آورديد ، قطعا او ( موسى ) بزرگ شما است كه براى شما سحر تعليم نموده است من دستها و پاهاى شما را بطور خلاف ( دست راست با پاى چپ و دست چپ با پاى راست ) خواهم بريد و شما را از شاخههاى درخت خرما به دار خواهم كشيد و خواهيد فهميد كه كدام يك از ما از جهت عذاب دادن شديدتر و پايدارتر هستيم . ساحران گفتند ترا و خواست ترا بر آن براهين روشن كه ( بوسيلهء معجزهء موسى ) براى ما آمده است ، و بر آن خداوندى كه ما را آفريده است مقدم نخواهيم داشت ( حال ) هر حكمى كه در بارهء ما مى خواهى صادر كن ، جز اين نيست كه تو تنها در اين زندگانى دنيوى حكم خواهى كرد . ما به پروردگار خود ايمان آورديم تا خطاها و عمل سحرى را كه با اكراه از طرف تو مرتكب شديم ببخشد و خداوند بهتر و ابدىتر است . ) در اين آيات مشاهدهء معجزات هم موجب ايمان معرفى شده و هم موجب سجده ، باضافهء اين دو « بايد » عقيدتى و عملى ، آماده شدن ساحران براى كشته شدن با فجيعترين وجه و به دار آويخته شدن است كه آنان با كمال صراحت و آرامش روانى حاصل از حد اعلاى يقين پذيرفتند .
در اينجا بيك نكته اشاره مى كنيم كه براى تكميل اين مبحث بسيار اهميت دارد ، و آن اينست كه آن آگاهى و پذيرش ايمان و لزوم عمل به تكاليف الهى كه براى انسانها از مشاهدهء معجزات ( كه سطح فوق طبيعى همين هستها است ) بوجود مى آيد ، براى انسانهاى آگاه تر و حساستر و عاقلتر از ديدن همين « هستها » كه آيات الهى را متجلى مى سازند بوجود مى آيد .
مولوى در بارهء اين كه معجزات مى توانند دشمن را در مقابل پيامبران مقهور و منكوب بسازند و اما عشق و علاقه و انجذاب به حقيقت نياز به يك شهود و استشمام دارد [١] بايد مورد دقت قرار بگيرد ، زيرا همان گونه كه از آيات مربوط به معجزهء حضرت
[١] مولوى در مثنوى چنين مى گويد : < شعر > بوى پيغمبر ببرد آن شير نر همچنان كه بوى يوسف را پدر موجب ايمان نباشد معجزات بوى جنسيت كند جذب صفات معجزات از بهر قهر دشمن است بوى جنسيت پى دل بردن است < / شعر >