ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٨ - هيچ متفكر اسلامى نمى تواند مطابق پندار بعضى از سطح نگران واقعيات عالم هستى را بعنوان يك عده موجوداتى كه همهء حقايق و ابعاد و سطوح آنها را در همان پديدهها و اشياء منحصر مى دانند كه در ارتباطات حسى آنها را درك مى كنند و ماوراى آنچه را كه با حواس درمى يابند منكر و يا ناديده مى گيرند تلقى نمايد
خواهد كرد كه وجود او نيز يكى از همان موجودات است كه جلوه گاه حكمت و مشيت الهى است . و هيچ ترديدى نيست در اين كه اين حكمت و مشيت الهى كه در وجود انسانى است خود آن اعضاء مادى و نيروها و استعدادهاى موجوديت طبيعى نيست كه به جهت عدم توجه به « بايد و شايد » هاى تكاملى ، چند روزى در اين دنيا نشو و نما كند و سپس غذاى مار و موران و يا لاشخوران بيابانها گردد . آيا اين حكمت است كه در وجود انسانى آن همه وسائل و عوامل تكامل انسانى محو و نابود گردد و يا به وسائل خودخواهى و خودكامگىهاى تبهكارانه تبديل شود پس معناى حكمت الهى كه وجود آدمى را با آيات خداوندى موصوف نموده است ، آن كارگاه شگفت انگيز مغزى و استعدادها و نيروهاى روانى است كه آدمى را به تحصيل علم و عمل به همهء تكاليف و دستورات سازندهء توانا مى سازد كه بوسيلهء پيامبران الهى و وجدانها و عقول سليم بشرى براى انسانها ابلاغ شده است .
بهمين جهت است كه اگر هم در آيات قرآنى تصريحى به اين حقيقت نشده باشد كه آيه بودن وجود انسانى مستلزم عمل به « بايد و شايدهاى » موجب رشد و تكامل وى مى باشد ، باز با توجه بمعناى وجود حكمت و مشيت ربوبى در وجود انسانها اين حقيقت اثبات مى گردد كه همان گونه كه آيات بودن واقعيات عالم هستى مكلف بودن انسان را در اين زندگانى در برابر خوبيها و بديها اثبات مى نمايد ، همين گونه آيات بودن وجود انسانى نيز مكلف بودن او را در اين زندگانى به تحصيل « حيات معقول » بخوبى ثابت مى كند . يكى از جامعترين آيات قرآن مجيد براى اثبات بعد آيه اى جهان و انسان و اين كه او با شناخت همين بعد است كه حق را خواهد فهميد ، آيهء ٥٣ از سورهء فصلت مى باشد . اين آيه چنين است : ( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّه الْحَقُّ أَ وَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ) ( ما بطور حتم آيات خود را در جهان برون ذاتى و جهان درون ذاتى به آنان نشان مى دهيم تا براى آنان آشكار شود كه او است حق ، آيا براى ضرورت و عظمت خداى تو كافى نيست كه او بر همه چيز شاهد است ) آيهء مزبور تصريح مى كند كه انسانها با توجه به آيات الهى و درك صحيح آنها در هر دو جهان درونى و برونى به حق بودن خداوندى پى خواهند برد . و بديهى است كه نتيجهء عقلى و وجدانى شناخت آيات الهى در هر دو