ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١١ - اگر هم بر فرض خلاف واقع چنين فرض كنيم كه ارزشها را نتوانستيم در مجراى علم بمعناى معمولى آن در دوران ما مورد بررسى قرار بدهيم ، لازمهء چنين فرضى آن نيست كه ارزشها و معنويات مستند به اساس محكمى نيستند
جنسى معلول ذاتى جوشش غريزه مربوط است . اين پاسخ با سؤال بعدى دنبال مى شود كه عامل ضرورت جوشش غريزهء جنسى چيست قطعى است كه اين پاسخ ( غريزهء جنسى بايد بجوشد و جوشش در ذات آن است ) همان تكرار ادّعا است كه در منطق مصادره به مطلوب ناميده مى شود و بهيچ وجه نمى تواند مدّعا را بطور علمى اثبات نمايد . همين سؤال است كه بحث ثابتها و متغيرها را از قديمترين دورانهاى علم و فلسفه بوجود آورده و تاكنون هيچگونه جواب قانع كننده اى براى آن عرضه نشده است مگر با پذيرش « قانون جريان فيض وجود از ماوراى طبيعت » . مولوى در اين مورد مى گويد :
< شعر > قرنها بگذشت و اين قرن نويست ماه آن ماه است و آب آن آب نيست عدل آن عدل است و فضل آن فضل هم ليك مستبدل شد اين قرن و امم قرنها بر قرنها رفت اى همام وين معانى برقرار و بر دوام شد مبدل آب اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار پس بنايش نيست بر آب روان بلكه بر اقطار اوج آسمان < / شعر > عده اى فراوان از دانشمندان و فلاسفه ، قانون زير بنايى هستى را با همين معنا كه گفتيم ( قانون جريان فيض وجود از ماوراى طبيعت ) پذيرفتهاند . و بيك معنا بايد گفت : اكثريت صاحبنظران در علم و فلسفه با دقت و تحليل كامل به همين نظريه مى رسند مشروط بر اين كه بتوانند از محدوديتهاى فكرى و هدف گيريهاى غير معرفتى خود و مطلق سازى در عرضهء نسبيتها بر كنار شوند .
٢ - يكى از مسائل ضرورى در علم و فلسفه اينست كه اثبات همهء امور نظرى متكى بر بديهيات است ، زيرا اگر بديهى وجود نداشته باشد مانند اينست كه براى ديدن اشياء كه در پيرامون ما در تاريكى فرو رفتهاند روشنايى لازم را نداشته باشيم .
اين اصول بديهى بر دو نوع نسبى و مطلق تقسيم مى گردند . اصول بديهى نسبى مانند اصول موضوعهء هر يك از علوم و هنرها كه حتما بايد در علوم ديگر يا فلسفه اثبات شود ، مانند « مغز انسانى مى تواند عدد را با قدرت تجريدى كه دارد بسازد » كه در علوم رياضى