ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣ - ترجمهء خطبه صد و بيست و دوم
ترجمهء خطبه صد و بيست و دوم اين خطبه را براى خوارج فرمودند موقعى كه به لشكرگاه آنان رفتند ، در حالى كه آنان اصرار به انكار حكومت داشتندآيا همه شما در صفين بوديد پاسخ دادند : بعضى از ما حاضر بودند و بعضى ديگر حضور نداشتندفرمود : پس به دو قسمت تقسيم شويدآنانكه در صفين حضور داشتند گروهى باشندو كسانى كه در آنجا نبودند گروهى ديگرتا اين كه با هر يك از دو گروه سخن مناسب آن را بگويم آن گاه مردم را صدا كرده فرمود : از سخن گفتن خوددارى كنيد و به مطلب من گوش فرا بدهيدو با دلهايتان با من روياروى شويدآن گاه ما از هر كسى كه شهادتى خواستيم آنچه را كه در آن مورد مى داند ، بگويدسپس آنان را با سخنى طولانى مخاطب قرار داده فرمودآيا وقتى كه سپاهيان معاويه قرآنها را از روى مكر بازى و غافلگير كردن و حيله گرى و نيرنگ بازى بلند كردند ، شما نبوديد كه گفتيد : آنان ( سپاهيان معاويه كه شما را غافلگير كرده بودند ) برادران ما هستند و دعوت ما را به اسلام پذيرفته اندآنان از ما قطع نظر كردن از گذشته را مى خواهند و آنان به كتاب خداوند سبحان پناه بردهاند پس رأى صحيح اينست كه از آنان بپذيريم و از تنگنايى كه در آن قرار گرفتهاند نجاتشان بدهيم من آن موقع در پاسخ شما گفتم : اين نيرنگ بازى كه براه انداختهاند ظاهرش ايمان است و باطنش عداوتاولش رحمت است و آخرش ندامتبر موقعيت و وضع خودتان پا بر جاى باشيدو راهى را كه پيش گرفتهايد ادامه بدهيدو براى جهاد با آن نابكاران دندان روى دندان