ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥ - وحدت امت اسلامى و طرق وصول به آن
شوند . عشقى كه نهايت ناتوانى انسانى را اثبات مى كند . همان گونه كه در سازندگان و ترويج كنندگان مذاهب دروغين مى بينيم . يكى از اساسىترين عوامل بدست آوردن قدرت در طول تاريخ ، ايجاد اختلاف در عقيده يا عقائد مردم يك جامعه بوده است . اين جريان ، نه تنها موجب پراكندگى افكار و عقائد و ايده آلهاى متحد كنندهء يك جامعه مى گردد ، بلكه گاهى عامل شديدترين خصومتها و تضادها در ميان مردم يك يا چند جامعه مى شود كه در سطح عميق روحياتشان ، افكار و عقائد مشترك بسيارى با يكديگر داشتهاند . و چون عقائد و آرمانها تفسير كنندهء هدف و فلسفه حيات انسانهاست ، لذا بازى با آنها ، يا به وجود آوردن اختلافهاى نامعقول ميان انسانها براى نيل به قدرت ، يكى از ضد انسانىترين روشهاى قدرت طلبان محسوب مى شود .
از زمرهء ديگر انواع اختلاف نامعقول ، آن است كه ناشى از شطرنج بازىهاى ذهنى در علوم نظرى است كه فقط براى ارضاى حس تخيل و اعتلاء طلبى در امور فكرى محض بر مى خيزد .
و بالعكس ، با كمال صراحت مى توان گفت كه اختلاف معقول ، يعنى اختلافى كه در مسير رقابتهاى سازنده ، بوجود مى آيد مطلوبترين عامل پيشرفت معرفت و عمل است و بدون آن ، هيچ گونه حركت تكاملى در حوزهء دو حقيقت مذكور ( معرفت و عمل ) امكان پذير نخواهد بود . در دين اسلام ، هرگز چنين دستورى وجود ندارد كه همه مغزهاى مسلمين ، فعاليت يكنواخت داشته باشد و همه به نتايج واحد برسند . از طرف ديگر ، اصرار شديد اسلام بر اينست كه بحث و كاوش و اجتهاد بايد دائمى و مستمر باشد . بديهى است اين قضيه دوم ، بدون بروز اختلاف امكان پذير نخواهد بود .
بنا بر اين ، اختلاف نظرها به عنوان يك پديدهء طبيعى كه معلول پويايى معارف اسلامى است ، پذيرفته شده ، اما اين اختلاف بايد در مسير رقابتهاى سازنده قرار بگيرد ، نه تضادهاى ويران كننده . البته ، گاه اين تكاپوها و رقابتهاى مثبت ، از طرف قدرت پرستان ، مبدل به تضادهائى مى گردد كه عامل پيشرفت تكاملى را ، به عامل ركود و سقوط نابود كننده ، مبدل مى سازد .
اما اختلافهاى نامعقول كه براى بدست آوردن سلطه و قدرت بوجود مى آيند ، سطحى و زودگذر و غالبا تكرارى است ، مانند كتابهائى كه براى اختلاف