ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٨ - اصل دوم - تفاعل هماهنگ دو منطقهء عوامل درك و واقعيات درك شده در بدست آوردن علم و معرفت به واقعيات
قطعا چنين است اين مطلب را كه كلودبرنار در مقدمهء طب آزمايشى مى گويد ، مورد قبول همه صاحبنظرانى است كه در عوامل و انگيزههاى بروز حقايق جديد به وسيلهء مكتشفان ، تحقيق و بررسى نمودهاند . او مى گويد : « هيچ قاعده و دستورى نمى توان به دست داد كه هنگام مشاهدهء امرى معين در سر محقق فكرى درست و مثمر كه يك نوع راهيابى قبلى به تحقيق صحيح باشد ايجاد شود ، تنها پس از آنكه فكر بوجود و ظهور آمد مى توان گفت چگونه بايد آنرا تابع قواعد منطقى مصرح كه براى هيچ محقق انحراف از آن جايز نيست قرار داد ، و لكن علت ظهور آن نامعلوم و طبيعت آن كاملا شخصى و چيزيست مخصوص كه منشاء ابتكار و اختراع و نبوغ هر كس شمرده مى شود . » [١] اين سخن كلودبرنار از يك جهت قابل تأمل است ، زيرا هر فكر تازه اى براى هر كس بوجود نمى آيد ، مثلا محال است كشف يك مسئلهء جديد فيزيكى به ذهن يك فرد حقوقدان كه هرگز با علم فيزيك خطور نمايد . و بطور كلى اين قضيه قطعى است كه نبوغها و خلاقيتها در انتقال به حقايق مجهول با اهميتترين عامل بشمار مى رود و همچنين براى بروز يك فكر جديد در مغز يك نابغهء متفكر ، كار و تلاش در بارهء موضوع و مسائل و مقدمات مربوط به آن فكر مورد نياز شديد است ، ولى هيچ يك از اطلاعات و تلاش و كوششها نمى تواند علت تامهء بروز فكر جديد باشد ، و الَّا مى بايست همهء كسانى كه اطلاعات و معلومات فراوان در فيزيك دارند ، به وسيلهء كار و كوشش بتوانند مكتشف باشند . به همين جهت است كه تقريبا همهء صاحبنظرانى كه در مباحث معرفت شناسى و نبوغ و خلاقيتها و اكتشافات نوظهور تحقيق كردهاند ، تصريحا يا تلويحا اعتراف مى كنند كه طريق نهايى فعاليت نبوغ و خلاقيتها براى علم و عاملان و حتى براى خود نوابغ و مكتشفين روشن نيست ، و اين طريق نهايى به شهود نزديكتر است تا انديشه رسمى علمى . هنگامى كه اشخاصى مانند اليورلدژ كه از بزرگترين پرچمداران علم دوران معاصر مى باشند مى گويد : « اگر علم ما نقطه اى است ، جهل ما ، دريايى است بىپايان ، فقط چيزى كه مى توان گفت اين است كه معارف ما محاط به يك عالمى وسيع از نوع ديگريست كه تا امروز از خواص آن چيزى نفهميدهايم . » [٢]
[١] شناخت روشهاى علوم فيليسين شاله ص ٤٢
[٢] على اطلال المذهب المادى نقل از اوليور لدژ ص ١٣٧