ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢ - وحدت امت اسلامى و طرق وصول به آن
( النحل آيه ١٢٠ ) گوياى حق : ( الشعراء آيه ٨٥ ) توكل كننده بر خدا : ( الممتحنة آيه ٤ ) بينا بر ملكوت آسمانها و زمين : ( الانعام آيه ٧٥ ) دستور دهنده بر اتّحاد : ( الشورى آيه ١٣ ) دورى از كفّار و تبهكاران : ( الممتحنة آيه ٤ ) . [١] هر يك از صفاتى كه در قرآن مجيد به حضرت ابراهيم خليل عليه السلام نسبت داده شده است كمالى است محصول كار و كوشش آن حضرت در راه تحصيل فضائل عالى انسانى كه در دينى كه خدا به او وحى كرده است ، مورد دستور قرار گرفته است ، و يا از فعاليت وجدانى او است كه با بدست آوردن طهارت معنوى ، پاك و منزه مى باشد و عمل به فعاليت وجدان منزه خود يكى از دستورات دينى است كه به او وحى شده است .
و همان گونه كه گفتيم : همهء اين صفات فاضله كه حضرت ابراهيم عليه السلام با آنها متّصف بوده است ، اجزاء يا ابعاد تشكيل دهندهء شخصيت واحده ابراهيم عليه السلام است كه از مجراى ماديات متلاشى كننده فراتر رفته و به وحدت تجردى نائل آمده است و آنچه كه پيروى از دين ابراهيم عليه السلام براى مسلمين نتيجه خواهد داد ، لزوم ساختن چنين شخصيت است به مقدار توانائى و امكانات كه ( لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ) ( خداوند هيچ انسانى را به بيش از طاقت و قدرت او مكلَّف نمى سازد ) .
. . . وحدت امت اسلامى و طرق وصول به آن با توجه به ريشهء اصلى امت اسلامى و متن مشتركى كه عامل وحدت همهء مذاهب و فرقههاى اسلامى است ، بلكه عامل هماهنگى همهء اديان توحيدى ابراهيمى مى باشد ، نمى بايست اختلاف مخلّ بر هم زيستى معقول و هماهنگ اديان توحيدى بوجود آمده باشد . چه آن متن مشترك ، مى تواند زندگى اسلامى معقول را تأمين نمايد .
در قرآن مجيد ، گذشته از آياتى كه به پيروى از دين حضرت ابراهيم عليه السلام دعوت مى نمايد ، آياتى وجود دارد كه زمينههاى مشترك همهء ارباب اديان حقه ، در آنها بيان شده است : ( قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ ، تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا الله وَلا نُشْرِكَ بِه شَيْئاً وَلا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ الله فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا )
[١] و نيز : آيهء ٦٢ ، و آيهء ١٧٧ سورهء البقرة .