ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٦ - ١٢ - ١٧١ در نتيجه ، خود آدمى از حالت چرخ دندانه اى بىاراده اى كه محكوم به حركت تحت فرمان يك ماشين عظيم مى باشد فراتر رفته
هستى مى گردند . براى اثبات اين حقيقت از دو راه مى توان وارد بحث و بررسى گشت : يكى اين كه - از نظر روانى هر انسانى كه داراى مغز و روان معتدل بوده باشد ، داراى بذرهاى روينده اى از ابعاد فرهنگ معنوى و روحانى و اخلاق والاى انسانى است كه در هنگام تحليل دقيق و صحيح روانى وى كاملا آشكار مى گردد ، اگر چه بايد مقدارى وقت براى زدودن گرد و غبار غليظ جنبهء ماشينى افراطى انسان صرف شود تا آن بذرهاى كاشته شده در نهاد انسانى با چهرهء واقعى خود نمودار گردد .
دوم - مطالعات دقيق و بىغرضانه در فراوانى پديدهء پوچ گرايى و انگيزههاى خود كشى [ كه با تمام شگفتى در مترقىترين ( باصطلاح ) كشورها و پر رفاه ترين سرزمينهاى دنيا بيشتر از ساير جاها در جريان است ] به خوبى اثبات مى كند كه از اساسىترين عوامل و انگيزههاى اين نابسامانيها و ناهنجاريهاى روانى ، اعراض مردم از مذهب و معنويات است . و اگر ما چنين فرض كنيم كه براى اصلاح حال روانى انسانها بايد به عقب برگشته و فرهنگهاى پيشين را از دورانهاى گذشته برداشته و به عرصهء جوامع امروزى دنيا بكشانيم ، معنايش اينست كه در مردم امروز دنيا ، بذرهاى فرهنگ تعالى معنوى و روحى و اخلاق والاى انسانى خشكيده است و اين نظريه با توجه به دو مطلب فوق و جملات قبلى نيز كاملا تأييد مى شود . در جملات قبلى چنين آمده است : « ديدگاهى ديگر در علوم معاصر ، تصوير صنعتى خشك و بى انعطاف از جهان جاى خود را به مفاهيمى دادهاند كه جهانى را مى سازند شكل گرفته از دادههاى خلاق دائمى كه هيچ قانون مكانيكى قادر نيست آنرا بزور متوقف نمايد . انسان خود بصورت وجهى از انگيزش خلاق در آمده ، چنان به كمال با كل جهان در ارتباط است كه در چارچوب صنعتى پيشين قابل بيان نبود . » ١٢ - « در نتيجه ، خود آدمى از حالت چرخ دندانه اى بىاراده اى كه محكوم به حركت تحت فرمان يك ماشين عظيم مى باشد فراتر رفته بوجهى از انگيزهء خلاق آزاد بدل مى شود كه بى واسطه و اساسا به جهان بصورت يك كل واحد پيوند مى خورد . « در جملات فوق با سه بيان روياروى مى شويم كه به خوبى تازگى و تجدد دائمى بعد معنوى انسان را مى تواند اثبات نمايند : بيان يكم - دادههاى خلاق دائمى كه هيچ قانون مكانيكى قادر نيست آنرا بزور