ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٥ - ٣ - ١٧١ نابودى سريع محيط طبيعى زيست كه در ضمن موجد بليهء عظيم و جبران ناپذير نابودى كامل كرهء مسكون - يعنى سيستم حياتى طبيعت خواهد شد ١٨٧
ضرورت و عظمت خود حيات . براى تصديق اين مطلب داستان بسيار كوچك ولى بسيار پر معناى ذيل را كه در اول بحث به آن اشاره كرديم ، توجه فرماييد : در سال ١٩٤٩ اينشتين در بارهء ملاقات خود با يكى از سران آمريكايى چنين نوشت : « اخيرا با يكى از شخصيتهاى باهوش آمريكايى كه بصورت ظاهر مردى صاحب حسن نيت بود ، مذاكره مى كردم و به او تذكر دادم كه خطر جنگ جديدى بشريت را تهديد مى كند و اگر چنين جنگى در گيرد ، احتمالا نوع بشر منهدم خواهد گشت ، و فقط تشكيلاتى كه ما فوق ملتها باشد مى تواند از چنين خطرى جلوگيرى كند ، اما با نهايت تعجب مشاهده كردم كه مخاطب من چنين جواب داد : « به چه دليل شما تا اين اندازه مخالف با انهدام نوع بشر مى باشيد » اگر عبارات بعدى متفكر مزبور را در تفسير پاسخ مخاطبش مورد دقت قرار بدهيم ، خواهيم ديد كه حتى ممكن است يكى از بزرگترين عللى كه مخاطب او را وادار كرده است چنان پاسخ حيرت انگيزى را بدهد ، همان فرسودگى حيات بشرى و فعاليتهاى مغزى انسانها است كه ناشى از سوء استفاده از امتيازاتى است كه خدا در اين دنيا به بندگان خود ( فرزندان آدم عليه السلام ) عنايت فرموده است . يعنى آن گونههاى زرد است كه در باطن امور همهء حيات بشرى را از نشاط انداخته و فقط بر مبناى جبر حيات طبيعى و يا بر اساس هواى بى بند و بارى به نام آزادى زندگى مى نمايد .
سپس متفكر مزبور در همين مأخذ مى گويد : « چنين جواب تند و صريحى از رنج درونى و بدبختى آشكارى حكايت مى كند كه مولود جهان امروز است . اين جواب به نظر من جواب كسى است كه كوشش بسيار كرده است تا تعادلى در وجود خويش ايجاد كند ، ولى توفيق نيافته است و حتى اميد توفيق را نيز از دست داده است . اين جواب بيان انزوايى دردناك است كه همهء افراد بشر امروزه از آن رنج مى برند » [١] .
همهء پيامبران الهى در گذرگاه قرون و اعصار فرياد زدهاند : سودجويى و لذت خواهى بايد به پيروى از « صيانت تكاملى ذات باشد » نه بر مبناى « مى خواهم مطلق » كه به تنهايى تير خلاص بر همهء قوانين انسانى است . آيا هنگامى كه پيامبران
[١] زندگى انيشتين - فيليپ فرانك - ترجمهء آقاى حسن صفارى ص ٥٤١ و ٥٤٢