ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٧ - ٢ - ريشههاى مسئله
كوتاه كه در باور نمى گنجد نوع بشر تقريبا مهمترين عامل ايجاد دگرگونيهاى بدون برنامه ريزى و بى فكرانه در سطح قاره بوده است : سلطهء بشر بر طبيعت در طول تاريخ عواقبى سخت و بىمانند براى نوع بشر به ارمغان آورده است : افزايش سريع رشد جمعيت در ١٥٠ سال اخير از يك ميليارد تا ٥ ميليارد ، كه اين رشد در دوره ٣٠ - ٤٠ سالهء اخير دو برابر بوده است .
به همين نسبت افزايش استفاده از زغال سنگ و نفت موجب آلودگى سياره ، آلودگى هوا و تغيير سطح دريا شده است .
نابودى سريع محيط طبيعى زيست كه در ضمن موجد بليهء عظيم و جبران ناپذير نابودى كامل كرهء مسكون - يعنى سيستم حياتى طبيعت خواهد شد .
هدر دادن بى رويهء منابع مادى و نبوغ بشر در راه جنگ و تهيه تداركات براى جنگ .
و نظامهاى سياسى و اقتصادى كه تنها به منافع كوتاه مدت مى انديشند ، و هزينهء واقعى توليد محصول را در نظر نمى گيرند ، به خيال آنكه منابع سياره پايان ناپذيرند ، به خود اجازه مى دهند اين چنين در طبيعت دخل و تصرف نمايند .
وضعيتى كه انسان در گير آنست از بين رفتن تعادل ميان نوع بشر و حيات ديگر موجودات زندهء ساكن كرهء زمين مى باشد . بعكس ، درست در اين زمان كه ما در آستانهء نابودى اكوسيستم و تنزل كيفيت زندگى بشر قرار داريم ، دانش و علوم در موقعيتى هستند كه قادرند خلاقيت انسانى و نيز تكنولوژى مورد نياز براى جبران اين وضعيت را فراهم آورند ، و هماهنگى ميان انسان و طبيعت را باز يابند . تنها چيزى كه فقدان آن محسوس است ، ارادهء اجتماعى و سياسى مى باشد .
٢ - ريشههاى مسئله منشاء وضع ناگوار كنونى ما اساسا پيشرفت برخى از زمينههاى علوم است كه عمدتا در شروع اين قرن به طور كامل رشد يافته بودند . اين پيشرفتها كه به شكل