ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٩ - دلهايى خراب در شهرهايى آباد
آباد كردن و زيبا ساختن قصور و كاخها و ديگر تجملات مادى انسانها و حتى وسايل نابودى آنان ، مقدم بر صرف آن انرژيها و وقتها و نبوغها براى وصول به شناختن طرق تكامل شخصيتى انسانها و تقليل جهلهاى پشت پردهء علمهاى صورى ، و گريههاى زير پردههاى خنده ، مى باشد بهر حال ، امروزه بعضى از كشورها بجهت زيباييهاى ساختمانها و پاركها و نظم امور زندگى و عدم تزاحم افراد آنان با يكديگر و پيشرفت تمام وسايل زندگى در حد خيره كننده ، [ ارواحى خشك و نوميد و زندگى جامد كه نه براى لذايذش اصالتى وجود دارد و نه دردهايش از روى انگيزههاى منطقى است ] از اين كه در ارواح مردم جامعهء آنان چه مى گذرد و يا چه مى تواند بگذرد ، چنان در غفلتند كه گويى اصلا موضوعى به عنوان روح و روان براى آدميان مطرح نمى باشد . هرگز نبايد چنين تصور كرد كه آنچه بعنوان آرمانهاى زندگى براى انسانها مطرح است ، در آن كشورها براى شهروندان تأمين شده است پس ديگر جايى براى نگرانى در بارهء زندگى مطلوب بشرى وجود ندارد . براى اثبات اشتباه اين گونه تفكر مى توانيم اشاره كنيم به شمارهء خودكشىهاى نگران كننده ، مخصوصا در ميان جوانانى كه بهار زندگى خود را سپرى مى نمايند و تنهايى و گسيختگى سالخوردگانى كه گويى از جامعهء بشرى طرد شدهاند نه فرزندانى به سراغ آنان مى روند و نه ديگر خويشاوندان . به اضافهء اين امور براى انسان محقق لازم است كه وارد درون آن كاخهاى مجلل شود تا ببيند مردم براى رهايى از افسردگى و يكنواختى حيات چه موسيقىهاى دلخراش و ضربه اى را گوش مى دهند با نظر به اين نابسامانىها نبايد در محاسبهء تمدنها و فرهنگها ، بيماريهاى جديد جسمانى و روانى را به حساب آورد بنا بر اين بياييد نخست در بارهء آباديهاى دلها و سلامت عقول انسانها بينديشيم ، سپس در پيش برد استحكام و زيباييهاى قالبهاى مادى مانند قصرها و كاخها و ديگر وسايل زندگى گام برداريم . اين همان دستور بود كه در اهداف فرمان مبارك أمير المؤمنين عليه السلام به مالك اشتر گوشزد شده است : هذا ما أمر به عبد اللَّه علىّ أمير المؤمنين مالك بن الحارث الأشتر فى عهده إليه حين ولاه مصر : جباية خراجها ، و جهاد عدوّها و استصلاح أهلها و عمارة بلادها .