ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٦ - ترجمهء خطبهء صد و بيست و هفتم
مى كشاند ، و دشمن تفريطگر كه عداوت با من ، او را هم بسوى غير حق ( باطل ) مى كشاندو بهترين مردم از نظر تشخيص و وضع روحى در بارهء من ، صنف متوسط و معتدل است كه افراط و تفريط نمى كند ، شما طرف اين گونه مردم را بگيريدو همواره با سواد اعظم ( متن جمعيت ) باشيد ، زيرا دست خدا با جمعيت استو از جدايى و پراكندگى بپرهيزيدزيرا كسى كه از مردم كنار گرفت و تنها گشت ، او از آن شيطان خواهد بود ، چنانكه گوسفندى كه از گله كنار گرفت و تنها شد ، نصيب گرگ مى گرددآگاه باشيد ، هر كس كه مردم را به شعار خوارج دعوت كند او را بكشيد اگر چه زير اين عمامهء من باشد . زيرا جز اين نيست كه آن دو شخص حكم شدند براى آنكه احياء كنند آنچه را قرآن احيا كرده و بميرانند آنچه را كه قرآن ميرانده استو احياى آنچه كه قرآن احياء كرده است عبارتست از اجتماع و اتفاق كلمهء همهء مسلمانان در بارهء آنو ميراندن آن عبارتست از جدايى و پراكندگى از آنپس اگر قرآن ما را بسوى آنان بكشد ، ما از آنان تبعيت خواهيم كردو اگر آنان را بطرف ما بكشد از ما تبعيت خواهند كرداى مردمى كه پدر مباد مر شما را ، من براى شما شرّى نياوردمو شما را در كار خودتان فريب ندادمو امر را بر شما مشتبه نكردم جز اين نيست كه رأى اكثريت ( يا چشمگيران ) شما بر اين قضيه قرار گرفت كه ما دو مرد را انتخاب كنيم ، و ما از آن دو پيمان گرفتيم كه از قرآن تجاوز نكنندآن دو مرد از قرآن تجاوز نموده گمراه شدندو حق را رها كردند با اين كه آنرا مى ديدندهواى آنان با ظلم بود و با همان هوا حركت كردندو ما پيش از آنكه آن دو حكم اقدام به كار حكميت نمايند استثناء كرده بوديم و گفته بوديم در حكميت بمقتضاى عدالت و نيت حق رفتار كنند و در صورتى كه رأى باطل صادر كنند و حكم ظالمانه نمايند ، رأى و حكم آن دو پذيرفته نخواهد گشت .