ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - اگر مال ، مال خودم بود و از دسترنج خويشتن تهيه كرده بودم ، و مى خواستم آنرا به مردم بدهم ، فرقى ميان آنان نمى گذاشتم حال اگر مال ، مال خداوندى باشد ، بديهى است كه همهء مردم مستمند در بارهء آن مساويند
٤ - تساوى در مادهء خلقت . ( خاك ) ( طبيعى ) ٥ - اتحاد در ماهيت و اصول مختصات جسمانى و مغزى و روانى ( طبيعى و ماوراى طبيعى ) ٦ - تساوى در كرامت طبعى اولى كه خداوند بر همهء انسانها عنايت فرموده است . ( طبيعى و ماوراى طبيعى ) ٧ - تساوى در داشتن استعداد تحصيل كرامت ارزشى در بثمر رساندن شخصيت انسانى ( طبيعى و ماوراى طبيعى ) ٨ - تساوى ناشى از جاذبهء كرامت ارزشى ميان انسانهاى رشد يافته ( طبيعى و ماوراى طبيعى ) ٩ - تساوى فوق وحدتها و كثرتها طبيعى - ١ همه و همه ١ ( ماوراى طبيعى ) [٧] ١٠ - تساوى در وحدت اصول اديان الهى ( فطرى ) ١١ - تساوى در هدف گيريها ( طبيعى ) ١٢ - تساوى در برابر حقوق طبيعى و وضعى و هر قانونى كه براى زندگى طبيعى و حيات معقول انسانها ضرورت دارد . ( قراردادى - طبيعى ) سپس امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد : عطاى مال در غير موردش اسراف است . از اين جمله روشن مى شود كه فرق گذاشتن ميان مردم در تقسيم بيت المال و در
[٧] الاصول من الكافى ج ٢ ص ١٦٦ - المؤمن أخو المؤمن . . .