ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - براى تكامل انسانى ، هم عمل به حق ضرورت دارد اگر چه از امتيازات دنيوى او بكاهد و او را در سختىها فرو برد و هم اجتناب از باطل ، اگر چه براى او نفعى داشته باشد و بر امتيازات دنيوى او بيفزايد
تحريكات غرايز درك كرده ، ولى قوانين حاكم بر روح و روان و جان بشرى را درك نكردهاند و از اين طرز تفكر ، اعتبارى بودن حق و باطل را نتيجه گرفتهاند اين طرز تفكر رگهايى در فلسفههاى گذشتگان داشته است ، ولى گذشتگان نمى خواستند انسانها را از شناخت و پذيرش حق و شناخت باطل و اجتناب از آن محروم بدارند . از طرف ديگر تكاليف امتحانى در عبادات چيزى نيستند كه قابل انكار باشند ، ولى اين گونه تكاليف مخصوص عبادات است . آنان مى گفتند يا مى توان گفتارشان را چنين توجيه نمود : كه ملاك حق و باطل فقط در تحرك و تصميم و اقدام انسانى است به آنچه كه تكليف شده است ، و حق در حقيقت عبارتست از تحرك و تصميم و اقدام مزبور و عمل به آن تكليف ، و باطل عبارتست از بىاعتنايى و عدم تحرك براى انجام تكليف ، مانند تكاليف امتحانى . چنانكه در تكليف حضرت ابراهيم خليل الرحمن عليه السلام براى قربانى كردن فرزندش ديديم . آن مصلحت كه موجب جعل تكليف براى آن حضرت بود ، حركت و تصميم و اقدام به ذبح فرزند بود و با تحقق جدى اين امور از آن حضرت ، تكليف بجا آورده شد و خداوند فرمود : ( فَلَمَّا أَسْلَما وَتَلَّه لِلْجَبِينِ . وَنادَيْناه أَنْ يا إِبْراهِيمُ . قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ . إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ ) [١] ( هنگامى كه آن پدر و فرزند ( ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام ) تسليم تكليف الهى شدند و ابراهيم ، اسماعيل را به روى خوابانيد ، و ما ندا كرديم اى ابراهيم تو تكليفى را كه در رؤيا براى تو متوجه ساخته بوديم ، امتثال نمودى ، و ما بدينسان پاداش نيكوكاران را خواهيم داد . و اينست آزمايش آشكار . ) امير المؤمنين عليه السلام در خطبهء قاصعه در توصيف كعبهء مقدسه چنين مى فرمايد : أ لا ترون أنّ اللَّه سبحانه ، اختبر الأوّلين من لدن آدم صلوات اللَّه عليه ، إلى الآخرين من هذا العالم ، بأحجار لا تضرّ و لا تنفع ، و لا تبصر و لا تسمع ، فجعلها بيته الحرام « الَّذى جعله للنّاس قياما ثمّ وضعه بأوعر بقاع الأرض حجرا ، و أقلّ نتائق الدّنيا مدرا ، و أضيق
[١] الصافات آيه ١٠٣ تا ١٠٦