الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥ - الف و لام و اقسام آن
سپس مصنّف گويد:
بسا ديده شده كه الف و لام به ظرف يا جمله اسميه و يا جمله فعليهاى كه فعلش مضارع است متصل شده و اين دليل است بر اينكه الف و لام حرف تعريف نيست و بدين ترتيب مقاله آنانكه الف و لام را حرف تعريف داشتهاند باطل مىشود.
امّا مثال اوّل يعنى آنجائيكه الف و لام به ظرف متصل باشد مانند قوله شاعر:
|
من لا يزال شاكرا على المعه |
فهو حرّ بعيشة ذات سعد |
يعنى: كسيكه پيوسته شكر حقتعالى را در مقابل آنچيزى كه با او است از نعمت و عزّت بجاى مىآورد پس سزاوار زندگانى وسيع و گشاده مىباشد.
شاهد در « الف و لام» داخل بر « معه » است كه بر ظرف داخل شده.
و مثال دوّم يعنى آنجائيكه الف و لام بر سر جمله اسميه درآمده مانند قول شاعر ديگر:
|
من القوم الرّسول اللّه منهم |
لهم دانت رقاب بني معدّ |
يعنى: من از آن طائفهاى هستم كه رسول خدا از ايشان است، براى تعظيم و شوكت اينقوم، ذليل و خوار شده است گردنهاى قبيله معدّ بن عدنان.
شاهد در « الف و لام» داخل بر « رسول اللّه منهم» است كه بر سر جمله اسميه درآمده.
و مثال سوم يعنى آنجائيكه الف و لام بر سر جمله فعليهاى كه فعلش مضارع است درآمده مانند آنچه در قول ذى المحرق الطهوى آمده:
|
يقول الخنا و ابغض العجم ناطقا |
الى ربّنا صوت الحمار اليجدّع |