الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦ - الف و لام و اقسام آن
يعنى: مىگويد آن تغلبى سخنان هرزه و ناسزا و حال آنكه مبغوضترين حيوانات در حالتيكه صدا كننده است بسوى پروردگار ما صداى الاغى است كه حبس كرده شده باشد.
شاهد در الف و لام « اليجدّع » است كه بر سر فعل مضارع درآمده.
مصنّف گويد:
هرسه قسم الف و لايم كه ذكر شد اختصاص به شعر دارد ولى اخفش و ابن مالك در قسم اخير مخالفت كرده و اظهار نمودهاند كه به شعر اختصاص نداشته بلكه در كلام منثور نيز داخل مىشود.
شرح
قوله: و فروعه: يعنى فروع الذى كه عبارتست از صيغه تثنيه و جمع و مؤنث.
قوله: فلا تؤوّل بالفعل: حاصل مراد اينستكه جمله صله مىبايد بر معناى حدوثى دلالت كند و چون اسم فاعل و مفعول هردو بر حدوث وصف براى موصوف دلالت دارند تأويل آنها به فعل كه آن نيز بر معناى حدوثى دلالت مىكند امكانپذير است بخلاف صفت مشبهه كه بر ثبوت وصف براى موصوف دلالت دارد از اينرو تأويل آن بفعل ممكن نيست لاجرم الف و لام موصوله بر سر آن در نمىآيد.
قوله: و لهذا كانت الداخلة على اسم التفضيل الخ: كلمه « لهذا » يعنى و بخاطر اينكه بفعل تأويل برده نميشود و حاصل كلام اينكه الف و لام داخل بر اسم تفضيل الف و لام موصوله نيست زيرا اسم تفضيل دلالت دارد بر ثبوت زيادى وصف براى موصوف نه حدوث زيادى لاجرم الف و لام داخل بر آن براى موصول نيست تا بتوان اسم تفضيل را به فعل تأويل برد.
قوله: هى فى الجميع حرف تعريف: ضمير « هى » به الف و لام راجع بوده و مقصود از « جميع » اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه و اسم تفضيل مىباشد.
قوله: و لو صحّ ذلك: مشاراليه « ذلك » حرف تعريف بودن الف و لام مىباشد.