الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩ - گمان ابن مالك و رد آن
الزاما « او » را بمعناى « ولا » بدانيم بلكه از خارج يعنى اجماع فقهاء ميفهميم و در نتيجه اگر « لا » را در تقدير نياورده و « او » را بهمان معناى « واو » بدانيم هيچ اشكالى لازم نمىآيد نظير اين عبارت:
لا يحلّ الزّني و السرقة (براى تو حلال نيست زنا و سرقت نمودن).
كه در اينمثال نيز اگر بعد از « واو » لاء نافيه را تقدير نگيريم هيچ ضررى بمعنا وارد نميكند.
گمان ابن مالك و ردّ آن
ابن مالك نيز پنداشته لفظ « او » در موردى كه بمعناى اباحه است بجاى « واو » قرار گرفته:
بايد بگوئيم اين گمانى بيش نبوده و كلامى است مردود و غير قابل قبول زيرا اگر گفته شود:
حالس الحسن و ابن سيرين، از آن استفاده ميشود كه مخاطب مأمور است به مجالست با هردو و در صورتى كه تنها با يك كدام از آنها نشست و برخاست نمايد از عهده تكليف بر نيامده و امر آمر را اطاعت ننموده در حاليكه اگر « او » را بجاى « واو » گذاريم و آنرا بمعناى « اباحه » بدانيم بمجرد مجالست با احدهما تكليف از وى ساقط و اطاعت در خارج تحقق مىيابد، پس چطور ميتوان گفت « او » در مواردى كه بمعناى اباحه است بجاى « واو » قرار گرفته.
و آنچه ما بعنوان اعتراض بر كلام ابن مالك در اينجا آورديم مفهوم از كلام نحويين و مشهور از ايشان است ولى در عين حال زمخشرى نيز در ذيل آيه شريفه:
تلك عشرة كامله ، گفته است:
« واو » براى افاده معناى اباحه مىآيد، مانند: جالس الحسن و ابن سيرين و اينكه خداوند متعال اين فذلكه «تلكعشرة كامله» را دنبال.
فصيام ثلاثة ايام فى الحجّ و سبعة اذا رجعتم (سه روز را در حج روزه بگيرد و