الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٨ - تعجب مصنف از مقاله برخى از نحاة و تضعيف آن
و نيز مانند قول حميد بن ثور هلالى:
|
قوم اذ اسمعوا الصّريخ رأيتهم |
من بين ملجم مهره او سافع |
يعنى: ايشان طائفهاى هستند كه هرگاه بشنوند آواز كسى را كه طلب فريادرسى مىكند.
مىبينى ايشان را كه بكمك او رفته در حاليكه بين ايندو دسته بوده و بآندو تقسيم مىشوند:
بعضى دهنه را در دهان كرّه اسب خود نموده و برخى گيرندهاند موى پيشانى اسب خود را تا سوارش شوند.
شاهد در كلمه « او » است كه بمعناى « واو » آمده.
تعجب مصنّف از مقاله برخى از نحاة و تضعيف آن
و از عجائب و غرائب آنكه جماعتى از نحاة منجمله ابن مالك گفتهاند:
« او » بمعناى « واو » مىآيد، سپس افزودهاند كه اين كلمه بمعناى « ولا » هم مىآيد مانند آنچه در فرموده حقتعالى وارد شده:
و لا على انفسكم ان تأكلوا من بيوتكم او بيوت آبائكم ( و باكى بر شما نيست اينكه از منازل خود بخوريد يا از منازل پدرانتان تناول نمائيد).
شاهد در « او » است كه بمعناى « ولا » مىباشد.
مصنّف گويد:
ما قبول نداريم كه « او » در اين آيه بمعناى « ولا » باشد بلكه در اينجا نيز بمعناى « واو » يعنى مطلق جمع بوده و اگر در ترجمهاش « لا » را مىآورند بمنظور تأكيد كردن نفى سابق و اينكه توهم نشود نفى تعلّق بمجموع من حيث هو المجموع گرفته بلكه منظور نفى هركدام بطور جداگانه ميباشد و اينمعنا نه آنكه از لفظ آيه فهميده شود تا