مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - شكستن ارزشهاى كاذب از اهداف انبياست
دنيا به سامان نخواهد نشست.
آن هنگام كه حضرت رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مبعوث گشت و از دين نوپاى اسلام خبر داد، برخى از مشركان مكّه به يكديگر گفتند:
بياييد خبر جديدى برايتان داريم! كودكى يتيم و بىمال و ثروت ادّعاى نبوّت و رسالت از سوى خداوند مىكند! مگر اين مسأله امكان دارد! اگر قرار بود خداوند كسى را به سوى ما بفرستد، چرا از ميان اين همه ثروتمندان مكّه و طائف كسى را انتخاب نكرد! (وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظيمٍ [١])
علّت اين كه مشركان مكّه اين سخن را مىگفتند، اين بود كه بالاترين ارزش در نزد آنها مال و ثروت بود. هنگامى كه حضرت موسى عليه السلام فرعون را به دين الهى دعوت كرد، فرعون در حالى كه به وضع ظاهرى موسى عليه السلام مىنگريست، با خنده گفت: «مگر چوپان هم پيامبر مىشود! من با اين همه ثروت و قدرت، تسليم يك چوپان بشوم!»
آرى! قدرت و ثروت، ارزش والاى آن مردم به شمار مىرفت و پيامبران براى شكستن اين ارزشهاى نادرست مبعوث شدند. قرآن مجيد در آيات متعدّدى از يك سو، دنيا و ارزشهاى دنيايى، همچون مال و ثروت و فرزند را، بازيچه مىشناسد [٢] و از سوى ديگر، ارزش حقيقى و واقعى را تقوا معرّفى مىكند. [٣]
از اين رو، خداوند در سوره زخرف آيه ٣٣ مىفرمايد:
«اگر مردم گمراه نمىگشتند، ما به كفّار آن قدر پول و ثروت مىداديم كه سقفهاى خانههاشان را از نقره بسازند و نردبانهاى نقرهاى درست كنند، تا بدانيد پول و ثروت ارزش واقعى نيست!»
در آيه ٥٣ همين سوره نيز آمده است كه فرعون درباره نبوّت حضرت موسى عليه السلام به
[١] سوره زخرف، آيه ٣١.
[٢] اين مضمون در آيات متعدّدى، از جمله آيه ٣٢ سوره انعام، ٦٤ سوره عنكبوت، و ٣٦ سوره محمّد، آمده است.
[٣] سوره حجرات، آيه ١٣.