مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٠ - تفاوت اين مثال با مثالهاى قبل
يكديگر دارند كه به آنها اشاره مىشود:
در مثال اوّل، سخن از دو زن مشرك و كافر است كه چون ضابطههاى الهى را ناديده گرفتند، همراه ساير جهنّمىها، وارد دوزخ شدند و رابطه قوى آنها با دو پيامبر بزرگ خداوند سودى برايشان نداشت. اين مثال براى افراد ضعيفالايمانى است كه دل به رابطهها خوش كردهاند و خداوند به اين وسيله به آنها هشدار مىدهد.
در مثال دوم؛ سخن از زن با ايمان و صبور و مقاومى است كه ضابطههاى الهى را مدّنظر دارد و به چيزى جز رضايت پروردگار نمىانديشد؛ ولى رابطهاى با اولياء اللّه ندارد، بلكه با طاغوتيان رابطه دارد؛ زيرا همسر ستمكارترين و ظالمترين انسانهاست؛ ولى اين رابطه به او هيچ ضررى نمىزند و با عزم و اراده و تصميم قاطع على رغم تمام موانع، ايمان خود را حفظ مىكند.
اين مثال براى افرادى است كه در خانوادهها و محيطهاى نامنابسى قرار دارند و موانع بى شمارى بر سر راه ايمان آنها قرار دارد؛ پيام اين مثال به آنها اين است كه با تصميم و اراده مىتوان همه موانع را پشت سر گذاشت و پيروز شد و اينها نمىتواند عذر و بهانه باشد.
در مثال سوم؛ سخن از زن عفيف و پاكدامنى است كه هم از امتياز رابطه والا برخوردار است و هم ضوابط الهى را در سر حدّ كمال محترم مىشمارد و به اين جهت، به عنوان الگو معرّفى مىشود.
توضيح بيشتر: محيط زندگى آسيه از هر نظر نامساعد بود؛ دربار فرعون كه جايگاه ظلم و ستم و مركز كفروعناد و شرك و بت پرستى بود و هيچ صداى توحيدى به گوش نمىرسيد، تا جايى كه فرعون خود را خداى برتر و خداى خدايان معرفى مىكند! [١] ولى كانون زندگى مريم عليها السلام كانونى پاك و سراسر ايمان بود؛ از زمانى كه در عالم جنين است، زمزمه خدا خدا مىشنود.
[١] سوره نازعات، آيه ٢٤