مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨ - على عليه السلام مصداق كامل آيه مثل
است. سپس ادّعا مىكند كه رواياتى كه در اين زمينه نقل شده است متواتر است.
طبق روايات [١]، حضرت رسول صلى الله عليه و آله خطاب به حضرت امير عليه السلام مىفرمايند: من مأمورم از مكّه به مدينه بروم؛ امّا دور خانهام را چهل مرد شمشير به دست به نمايندگى از چهل قبيله عرب محاصره كردهاند تا صبح هنگام به منزل حمله كنند و مرا در بستر به قتل برسانند؛ على جان! آيا آمادهاى در بستر من بخوابى تا من به سوى مدينه حركت كنم؟
على عليه السلام، كه سراسر وجودش عشق به پيامبر خدا بود، پرسيد: يارسولاللّه صلى الله عليه و آله! اگر من در بستر شما بخوابم، شما سالم به مقصد خود مىرسيد؟ اين سؤال بسيار مهم است، زيرا على عليه السلام از جان خود نمىپرسد، از سرنوشت خود نمىگويد، از خطرات و بلاهايى كه ممكن است در اين شب پر مخاطره دامنگير او شود، سؤال نمى كند؛ بلكه تنها به فكر سلامت معشوق خود، پيامبر خداست.
حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: آرى! در اين صورت من به سلامت خواهم رفت. على به عنوان پاسخ مثبت در مقابل خداوند و به نشانه شكرانه سلامتى وجود پيامبر به سجده افتاد و اين شايد اوّلين سجده شكر در اسلام باشد. راستى چه كسى را در بين مسلمانان سراغ داريد كه اين قدر عاشق پيامبر باشد؟ ما عاشق اين على هستيم و تسليم مكتب چنين امامى مىباشيم.
على عليه السلام در بستر پيامبر آرميد و حضرت رسول صلى الله عليه و آله به سلامت به سوى مدينه حركت كرد، صبحگاهان دشمن مسلّح وارد خانه پيامبر شد؛ على عليه السلام با شنيدن صداى همهمه از رختخواب بيرون آمد؛ آنان وقتى پيامبر را نيافتند از على عليه السلام پرسيدند: محمد صلى الله عليه و آله كجاست؟ على عليه السلام بدون اين كه ذرّهاى ترس به خود راه دهد، فرمود: مگر او را به من سپرده بوديد كه از من سراغ او را مىگيريد! آنها كه از جواب دندان شكن
[١] مشروح اين داستان را مرحوم محدّث قمّى- رحمة اللَّه عليه- در كتاب منتهى الآمال، جلد اوّل، صفحه ١١٠ به بعد ذكركرده است.