مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٧ - شرح و تفسير
گفتند: آرى! بيماران صعب العلاج و غير قابل علاج را به اذن خداوند شفا مىدهيم.
پادشاه دستور داد مريض غير قابل علاجى را آوردند، آن دو، او را شفا دادند! اين كار اعجاب پادشاه و ديگران را بر انگيخت.
شمعون گفت: معجزه ديگرى هم داريد؟
گفتند: مردگان را نيز به اذن خداوند زنده مىكنيم و اين كار را كردند!
شمعون در اينجا پادشاه را تهديد نمود كه اگر تسليم رسولان عيسى عليه السلام نشود تاج و تخت و حكومتش را از دست خواهد داد؛ چون نشانههاى آنها درست است و حقيقتاً آنها نمايندگان پيامبر خدايند. پادشاه كه بر اثر يك برنامه ريزى دقيق و حساب شده از سوى شمعون الصّفا حقيقت برايش روشن شده بود، تسليم شد و دين حضرت مسيح عليه السلام را پذيرفت.
وقتى خبر تشرّف پادشاه به دين حضرت عيسى عليه السلام به گوش مردم رسيد، مردم نيز گروه گروه به آئين خدايى پيوستند و موحّد گشتند.
خلاصه، تمام كشور انطاكيه بر اثر سعى وتلاش اين سه مبلّغ بزرگ آيين خدا، و مجاهدتها و تحمّل مشكلات و رفتن زندان و صبر و شكيبايى و برنامه ريزى صحيح و تغيير بموقع روش تبليغاتى، دست از بت پرستى بر داشته و يكتاپرست شدند.
آيات هيجدهگانه مثل، طبق اين تفسير، دلدارى و نويدى است براى اقلّيّت مسلمان مكّه مبنى بر اين كه: اى مسلمانان تحت فشار و مورد شكنجه دشمن! از كمبود نفرات خود بيم و هراسى نداشته باشيد. شماهم اگر با تحمّل و استقامت در برابر مشكلات و مصائب، و برنامه ريزى صحيح به تبليغ آئين خود بپردازيد، بر دشمن فائق خواهيد آمد و كثرت دشمن موجب شكست شما نمىشود.
طبق نقل ديگرى كه در مورد اين داستان شده است و برخى از آيات فوق هم مىتواند اشاره به آن باشد، اين است كه پادشاه و اطرفيانش و برخى مردم ايمان