مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١ - شرح و تفسير
هنگامى كه حضرت هاجر در سرزمين حجاز براى يافتن آب روى كوه صفا رفت، سرابى را روى كوه مروه مشاهده نمود، به همين خاطر دوان دوان به سوى آن حركت كرد؛ امّا آبى نيافت، دوباره به كوه صفا نگاه كرد، سرابى را در آنجا نيز ديد، باز دوان دوان سوى كوه صفاحركت كرد؛ امّا در آنجا نيز آبى نيافت؛ اين رفت و آمد را با تصوّر يافتن آب و مشاهده سراب، هفت بار انجام داد تا اين كه به قدرت خداوند متعال ازپائين پاى حضرت اسماعيل چشمه زمزم جوشيدن گرفت و آنها نجات يافتند! [١]
به هر حال، معناى سراب از نظر لغت و علم امروز روشن شد؛ ولى هيچ كدام مورد نظر آيه نيست؛ بلكه مراد از سراب در اينجا، معناى كنايى آن مىباشد كه عبارت است از هرچيزى كه دور نماى جالب و زيبايى دارد؛ ولى توخالى است. كلمه «قيعه» به معناى بيابان و كوير و جاى بى آب و علف است. در بيان اين كه كلمه «قيعه» جمع است يامفرد، برخى آن را مفرد مىدانند و برخى جمع؛ ولى انصاف اين است كه اين كلمه مفرد است؛ همان گونه كه «سراب» مفرداست.
كسانى كه نور ايمان در دل آنها خاموش شده است و بى ايمانند، اعمال خيرشان، عباداتشان، سجدههايشان، انفاقهايشان، كمكهاى مردمى آنها و ... همانند سرابى است كه در بيابانى خشك و سوزان و بى آب و علف خود نمايى مىكند.
«يَحْسَبُهُ الظَّمْئانُ ماءً»- «ظَمَأ»
به معناى تشنگى است و «ظَمْئَان» انسان تشنه را مىگويند.
سراب به گونهاى جاذب است كه شخص تشنه در بيابان، آن را آب مىپندارد و به سوى آن حركت مىكند.
«حَتَّى اذا جائَهُ لَمْيَجِدْهُ شَيْئاً»
- انسان تشنه به سوى آب خيالى حركت مىكند تا اين كه به آن محل مىرسد؛ ولى آبى نمىيابد، باز به نقطهاى كه از آنجا حركت كرده بود، مىنگرد، سرابى مىبيند، به آ نجا باز مىگردد؛ ولى بازهم آبى نمىيابد و همچنان تشنه
[١] شرح اين داستان را در تفسير نمونه، جلد اوّل، صفحه ٥٣٩ مطالعه فرمائيد.