كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦ - مقام دوّم تكسّب براى نفقه زوجه
است، مقدّمه آن هم واجب است، يعنى وقتى ازدواج نكند به حرام مىافتد، پس ازدواج از باب مقدّمه واجب واجب است.
ما مقدّمه واجب را عقلًا و شرعاً واجب مىدانيم چرا كه كلّما حكم به العقل حكم به الشرع.
صورت سوّم:
مرحوم امام در اين صورت مىفرمايد واجب ترك تزويج و دفع زائد به اقرب است. آيا همينطور است؟
به عنوان مثال شخصى در خطر فساد دينى نيست و عسر و حرج هم ندارد ولى ازدواج و تشكيل خانواده يكى از حاجتهاى زندگى انسان است؛ ما در بحث قبل گفتيم كه اثاث منزل هم از نفقه است حال آيا ازدواج براى شخص مجرّد به اندازه اثاث منزل لازم نيست؟ زندگى مجرّد يك زندگى طبيعى نيست و معلّق بين زمين و آسمان است و بايد تشكيل خانواده دهد، بنابراين به نظر ما در صورت سوّم هم لازم نيست دفع زائد به اقربا كند و بايد ازدواج كند.
لازمه كلام مرحوم امام اين است كه اگر پسر زائد بر نفقه ندارد و خطر و عسر و حرج هم نيست، بايد تا آخر عمر مجرّد بماند، در حالى كه كسى چنين فتوايى نمىدهد، چون ازدواج از حاجات زندگى است و قرآن مىفرمايد:
و من آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا إليها [١].
مسألة ٧:
لو لم يكن عنده ما ينفقه على نفسه وجب عليه التوسّل إلى تحصيله بأىّ وسيلة مشروعة حتّى الاستعطاء و السؤال فضلًا عن الإكتساب اللائق و لو لم يكن عنده ما ينفقه على زوجته أو قريبه فلا ينبغى الإشكال فى أنّه يجب عليه تحصيله بالاكتساب اللائق بحاله و شأنه و لا يجب عليه التوسل إلى تحصيله بمثل الاستيهاب و السؤال. نعم لا يبعد وجوب الاقتراض إذا أمكن من دون مشقّة و كان له محل الإيفاء (محلّ پرداخت) فيما بعد و كذا الشراء نسيئة بالشرطين المذكورين (عدم مشقّت و بتواند بپردازد).
عنوان مسأله:
در اين مسأله بحث در اين است كه آيا كسب براى تهيّه نفقه لازم است؟
در واقع اين بحث در سه مقام است:
١- تكسّب براى نفقه خودش.
٢- تكسّب براى نفقه زوجهاش.
٣- تكسّب براى نفقه اقربا.
از كسانى كه متعرّض اين بحث شده مرحوم صاحب جواهر است [٢].
بسيارى درباره وجوب تكسّب صحبت كردهاند كه ادلّه آن روشن است.
مقام اوّل: تكسّب براى نفقه خود
ادّله مقام اوّل:
١- آيه
«و لاتلقوا بأيديكم إلى التهلكة»: [٣]
القاء در تهلكه حرام است پس براى جلوگيرى از اين حرام لازم است تكسّب كند ولى اين دليل كار بردش تا جايى است كه هلاكت پيش بيايد و اگر هلاكت پيش نيايد اين دليل شامل نيست.
٢- نفى عسر و حرج:
اين دليل ما نحن فيه را شامل است، چون اگر بر اثر نداشتن نفقه به عسر و حرج بيافتد و يا آبرويش برود، بايد تكسّب كند تا به عسر و حرج نيافتد.
٣- دليل عقلى وجوب حفظ نفس:
همان گونه كه گفته شد مقدّمه واجب، واجب است و مقدّمه حفظ نفس، تكسّب است، پس تكسّب واجب است. البتّه اين دليل هم براى جايى است كه نفس از بين برود و از كار بيافتد كه در اين صورت تكسّب واجب مىشود.
نكته:
مسأله ديگرى كنار اين مسأله مطرح است و آن اين كه كسبهايى كه براى نظام جامعه لازم است، منهاى مسأله نفقه، واجب است كه گاهى وجوب عينى و گاهى وجوب كفايى است (در جايى كه من به الكفاية موجود باشد) چون حفظ نظام جامعه واجب است و مقدّمه واجب هم واجب است، پس كسبهايى كه بقاى نظام جامعه متوقّف بر آن است، از باب مقدّمه واجب، واجب است و اين وجوب ربطى به وجوب كسب در نفقه ندارد.
٨١ ادامه مسأله ٢٢٧/ ١٢/ ٨٤
مقام دوّم: تكسّب براى نفقه زوجه
در اينجا وجوب اكتساب قوىتر است، چون دو دليل مهم داريم.
[١]. سوره روم، آيه ٢١.
[٢]. ج ٣١، ص ٣٧٤ و ٣٧٥.
[٣]. سوره بقره، آيه ١٩٥.