كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣ - دليل روايات
خلافى در بين مسلمانها نيست ولى در مورد اجداد و اولادِ اولاد اختلاف است و بعضى از اهل سنّت واجب ندانستهاند و مرحوم محقّق هم ترديدى ايجاد كرده ولو بعداً تمايل به وجوب دارد.
حال اگر مسأله دليل كافى و وافى نداشت، آيا چنين اجماعى مىتواند حجّت باشد؟
٦٩ ادامه مسأله ١ ٣٠/ ١١/ ٨٤
دليل: روايات
ما سراغ متون روايات مىرويم. در باب ١١ چهار روايت و در باب يك و دوازده هم هر كدام يك روايت داريم كه در مجموع شش روايت است.
بعضى از روايات صحيح السند و بعضى ضعيف السند است ولى روايات متضافر است.
* ... عن عبدالرحمن بن الحجّاج، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: خمسة لايعطون من الزكاة شيئاً: الأب و الأم و الولد و المملوك و المرأة و ذلك أنّهم عياله لازمون له. [١]
* ... عن جميل بن درّاج (روايت معتبر است) قال: لايجبر الرّجل إلّا على نفقة الأبوين و الولد الحديث. [٢]
* ... عن حريز، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: قلت له من الذى أجبر عليه و تلزمنى نفقته قال: الوالدان و الولد و الزوجة. [٣]
* ... عن سهل بن زياد (محلّ بحث است) و عن على بن الحكم (ثقه است بنابراين سند معتبر است) عن العلا بن رزين، عن محمّد بن مسلم عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: قلت له: من يلزم الرجل من قرابته ممّن ينفق عليه قال: الوالدان و الولد و الزوجة. [٤]
* ... محمّد بن على بن الحسين بإسناده عن الحلبى (مراد عبيداللَّه بن على ثقه است) عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: قلت من الذى أجبر على نفقته؟ قال: الوالدان و الولد و الزوجة و الوارث الصغير. [٥]
روايات وارث صغير را تفسير كرده است:
* ... قال: و الوارث الصغير يعنى الأخ و ابن الأخ و نحوه. [٦]
اين روايت اين مشكل را دارد كه وارث صغير جزء واجب النفقه نيست، مگر اين كه بگوييم اين مورد مستحبّ مؤكدّ است.
* الحسن بن العسكرى عليه السلام فى تفسيره فى قوله تعالى «و ممّا رزقناهم ينفقون» قال: من الزكاة و الصدقات (كفّارات واجبه) و الحقوق اللازمات (مثل نفقه عيال) و سائر النفقات والواجبات على الأهلين (همسر) و ذوى الأرحام القريبات و الآباء و الأمّهات و كالنفقات المستحبّات على من لم يكن فرضاً عليهم النفقة من سائر القرابات و كالمعروف (مستحبّات) بالاسعاف (يارى كردن) و القرض الحديث. [٧]
تا اينجا شش روايت از منابع خاصّه بيان شد كه بعضى داراى سند معتبر و بعضى مشكوك بود ولى من حيث المجموع حجّت است، آيا اين روايات نوهها و اجداد را هم شامل است؟
در اينجا فقها تلاش كردهاند تا شاهد بياورند كه ولد به نوه، و آباء به اجداد هم گفته مىشود. شكّى نيست كه در قرآن نمونههاى متعدّدى داريم، مثل: «يا بنى آدم» كه به «ما» هم اطلاق مىشود و يا در احاديث قدسى «يابن آدم» داريم كه به «ما» هم اطلاق مىشود، و يا در زيارت نامهها خطاب «يابن رسول اللَّه» و يا «بنت رسول اللَّه» و «بنت اميرالمؤمنين» فراوان است و اطلاقات زيادى داريم.
بحث در اين است كه آيا اين اطلاقات مجازى است يا حقيقى؟ و اگر حقيقى باشد، عند الاطلاق منصرف به قشر اوّل است يا شامل طبقات بعد هم مىشود؟ مضافاً به اين كه روايات غالباً تعبير ولد دارد نه ابن، آيا در ولد هم همين صحبتها هست يا اين كه فقط ابن معنى وسيعى دارد.
اگر اين معضل را حل كرديم با مشهور هم صدا شده و در طبقات ديگر هم واجب مىدانيم ولى اگر قائل به معنى وسيع نشديم، قول به وجوب در طبقات ديگر مشكل است.
٧٠ ادامه مسأله ١ ٠١/ ١٢/ ٨٤
رواياتى هم اهل سنّت دارند كه متعدّد است ولى روايات دل گرم كننده، محدود است. بيهقى [٨] در كتاب سنن كه وسيعترين كتاب فقهى اهل سنّت است اين روايات را نقل كرده است.
بعضى از اين روايات در مورد ولد است و زائد بر آن ندارد،
[١]. ح ١، باب ١١ از ابواب نفقات.
[٢]. ح ٢، باب ١١ از ابواب نفقات.
[٣]. ح ٣، باب ١١ از ابواب نفقات.
[٤]. ح ٥، باب ١١ از ابواب نفقات.
[٥]. ح ٩، باب ١ از ابواب نفقات.
[٦]. ح ١٠، باب ١ از ابواب نفقات.
[٧]. ح ٢، باب ١١ از ابواب استحباب نفقه در اقارب مذكور.
[٨]. ج ٧ از ص ٤٧٧ تا ص ٤٨٠.