كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١ - فروع مسأله
روايات [١] ديگرى هم داريم كه مىگويد شرط زكات فقر است. از مجموع اين روايات استفاده مىشود همان گونه كه در زكات فقر شرط است، در نفقه هم فقر شرط است.
ب) رواياتى كه به دلالت مطابقى نياز را شرط مىكند، كه اين روايات بيشتر در طرق عامّه است، بعضى از روايات مىگويد به پدرت در صورتى كه نيازمند است انفاق كن. همه روايات از عايشه است و ظاهراً همگى يك روايت است ولى از طرق مختلف نقل شده است. يك روايت را از باب نمونه بيان مىكنيم:
* عن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنّ أولادكم هبة اللَّه لكم (اشاره به آيه شريفه «يهب لمن يشاء إناثاً و يهب لمن يشاء الذكور») فهم و أموالهم لكم إذا احتجتم إليها. [٢]
روايت با دلالت مطابقى و با صراحت فقر را شرط مىكند.
اين روايات علاوه بر مشكل سندى مشكل ديگرى هم دارد و آن اين كه در بعضى از روايات تعبير «إذا احتجتم إليها» ندارد، آيا اين تعبير را عايشه اضافه كرده يا در كلام پيامبر بوده و بعضى از روات آن را ساقط كردهاند و يا اين كه دو روايت است و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دو گونه فرمودهاند؟ بعيد است كه دو روايت باشد بلكه يك روايت است و بعضى از روات آن را تقطيع كرده و ذكر نكردهاند.
روايتى هم در مستدرك الوسائل داريم كه مىتواند دلالت بر بحث داشته باشد.
* ... عن النبى صلى الله عليه و آله لايحلّ فى الصدقة لغنى و لا لقوىّ مكتسب. [٣]
كلمه زكات در روايت نيست ولى آن را در باب زكات ذكر كردهاند و رنگ زكات به خودش گرفته است.
مرحوم صاحب جواهر «لاحظّ» نقل كرده است ولى در بعضى از كتب به جاى آن تعبير «لايحلّ» دارد.
ممكن است كه اين روايت را به باب زكات ارتباط دهيم، چون صدقه زكات است و از جمله تعبيراتى كه در قرآن در مورد زكات آمده تعبير صدقه است.
اين روايت نيز به عنوان مويّد خوب است.
از مجموع اين ادلّه- كه عمده همان دليل دوّم است- و اصل در مسأله كه برائت وجوب انفاق نسبت به غنى است، استفاده مىشود كه فقر شرط است.
فروع مسأله:
اكنون به بررسى صور هفتگانه مسأله در ناحيه فقير مىپردازيم:
قسم اوّل شكى نيست كه داخل در بحث است چون قادر بر چيزى نيست و اين مصداق واضح فقير است.
قسم دوّم با اين كه قوت سال ندارد ولى بدون شك مصداق غنى است، چرا كه غنى در باب خمس و زكات، غير از غنى در باب نفقات است، چون در باب خمس و زكات كسى كه خرج شش ماه را هم دارد فقير است و بايد خرج سال را داشته باشد و اگر كمتر از آن داشته باشد، مىتواند از خمس و زكات استفاده كند.
٧٧ ادامه مسأله ٢ ١٥/ ١٢/ ٨٤
قسم سوّم جايى بود كه از طريق قرض و سؤال به كف و استيهاب مىتواند امرار معاش كند، آيا قرض و سؤال و استيهاب داخل در عنوان تكسّب است تا فقير نبوده و نفقه لازم نباشد؟
قرض مسلّم باعث غنا نمىشود، مگر اين كه اميد داشته باشد كه در آينده چيزى به دست مىآورد و قرض خود را ادا مىكند كه در اينجا قرض كردن لازم است، حتّى چنين شخصى را ما مستطيع مىدانيم، پس شخصى كه پشتوانه دارد فقير نيست.
در مورد سؤال در بعضى از كلمات بزرگان بحثهاى عجيبى مطرح شده است:
بعضى معتقدند كه سؤال نوعى تكسّب است و كسى كه قادر بر سؤال است واجب النفقه نيست.
مرحوم كاشف اللثام مىفرمايد:
و يدخل فى التكسّب (تكسّبى كه رافع فقر است) السؤال و الاستيهاب إن لم يقدر على غيره و يمكن القول بوجوب التكسّب بغيره إذا قدر عليه (اگر مىتواند تكسّب كند انجام دهد و اگر نتوانست سؤال كند) لما ورد من التشديد على السؤال (روايات شديدى وارد شده كه سؤال به كف جايز نيست) و أنّ المؤمن لايسأل بالكفّ. [٤]
[١]. وسائل، ج ٦، باب ١٣ از ابواب مستحقّين زكات.
[٢]. السنن الكبرى، ج ٧، ص ٤٨٠.
[٣]. ح ٢، باب ٦ از ابواب مستحقّين زكات.
[٤]. ج ٧، ص ٥٩٧.