كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - ٥- روايات
عدّه بائنه داراى اقسامى است:
الف) عدّه خلع و مبارات و طلاق ثالث و فسخ.
ب) عدّه وفات.
ج) عدّه عقد موقّت.
در تمام اين اقسام چهارگانه گاهى زن حائل و گاهى حامل است كه جمعاً هشت صورت است.
صورت اوّل و دوّم: عدّه رجعيّه (حامل، حائل)
در اين صورت چه حامل باشد و چه حائل اتفّاق نظر بر اين است كه حقّ نفقه دارد چون معتدّه رجعيّه در حكم زوجه است.
مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد:
بلاخلاف بل الإجماع بقسميه (منقول و محصّل) عليه. [١]
مرحوم صاحب رياض مىفرمايد:
اجماعاً حكاه جماعة. [٢]
مرحوم شهيد ثانى در مسالك [٣] ادّعاى اجماع نمىكند ولى آن را به عنوان يك مسأله مسلّم ذكر مىكند.
مرحوم آقاى سبزوارى در مهذّب الاحكام مسأله را اجماعى دانسته و مىفرمايد:
إجماعاً و نصوصاً [٤].
ابن قدامه از علماى اهل تسنّن مىگويد:
أمّا الرجعيّة فلها السكنى و النفقة للآية و الخبر و الإجماع و لأنّها زوجة يلحقها طلاقه (بحكم زوجه است). [٥]
جمع بندى:
مسأله بين سنّى و شيعه اتّفاقى است.
١٨ ادامه مسأله ٦ ٢٢/ ٠٨/ ٨٤
ادلّه:
١- اجماع:
همان گونه كه بيان شد مسأله اجماعى است.
جواب از دليل:
اجماع مدركى است و فقط به عنوان مؤيّد خوب است.
٢- آيات:
آياتى كه ممكن است به آن استدلال شود عمدتاً دو آيه است:
الف) آيه
«و على المولود له رزقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف [٦]».
مطابق آيه شريفه نفقه زن بر مرد واجب است.
جواب از دليل:
اين آيه در مورد زوجه صاحب ولد است و دلالتى ندارد و اين كه بگوييم تمام احكام زوجه در مطلّقه رجعيّه هم هست، دليل ديگرى است و به آيه ارتباطى ندارد.
ب) آيه
«لينفق ذوسعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا آتاه اللّه». [٧]
آيه در مورد مطلّقات است و مىفرمايد آنهايى كه توانايى ندارند به قدر توانشان نفقه بدهند.
جواب از دليل:
اين آيه دلالتى بر بحث ما ندارد و اخصّ از مدّعاست، چون در مورد اولات الاحمال است و غير اولات الاحمال را شامل نمىشود، پس آيه فى الجمله بر بحث ما دلالت دارد.
جمع بندى:
آيهاى كه به طور مطلق بر بحث ما دلالت كند نداريم.
٣- منع از خروج:
زنان مطلّقه رجعيّه ممنوع الخروج از منزلند، نه خود مىتوانند بروند و نه شوهر مىتواند آنها را بيرون كند «لاتخروجوهنّ من بيوتهنّ ولا يخرجن» [٨]، حال وقتى از منزل خارج نمىشود از كجا ارتزاق كند؟
مرحوم شهيد ثانى در مسالك اشارهاى به اين دليل دارد و مىفرمايد:
لبقاء حبس الزوج [٩]، چون زوج زوجه را در خانه نگه مىدارد، بايد رزق و روزيش را بدهد و معنى ندارد ديگران روزى بدهند، پس عدم خروج به دلالت التزاميّه دلالت بر وجوب انفاق دارد.
٤- استقراء:
وقتى احكام مطلّقه رجعيّه را بررسى مىكنيم، متوجّه مىشويم كه غالب يا تمام احكامش مانند زوجه است، به همين جهت گفته مىشود: المطلقّة رجعيّة كالزوجة، پس وقتى در همه احكام مانند زوجه است، در نفقه به طريق اولى مانند زوجه است.
٥- روايات:
دليل عمده اين مسأله روايات خاصّهاى است كه در مورد مطلّقه رجعيّه ذكر شده است.
[١]. ج ٣١، ص ٣١٦.
[٢]. ج ١٠، ص ٥٣٦.
[٣]. ج ٨، ص ٤٤٩.
[٤]. ج ٢٥، ص ٢٩٣.
[٥]. مغنى، ج ٩، ص ٢٩٠.
[٦]. سوره بقره، آيه ٢٣٣.
[٧]. سوره طلاق، آيه ٧.
[٨]. سوره طلاق، آيه ١
[٩]. مسالك، ج ٨، ص ٤٤٩.