كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨ - اللهم إلّاأن يقال؛
مىكنند و حقوقى دارند و چه بسا حقوق زوجه بيشتر از زوج باشد و فرزندان را هم به شيرخوارگاه و مهد كودك مىسپارند و غذا را هم از بيرون تهيّه مىكنند. و كسانى هم هستند كه نظافت خانه را انجام مىدهند، حال آيا باز هم نفقه بر عهده زوج است؟
قلنا:
اينها موارد غالبى نيست و نبايد موارد خاص را دليل بر نفى عموم عام قرار داد و به تعبير ديگر همان حكمت در اينجا هست و باز همان تقسيم كار غالباً وجود دارد و اين كه هر دو مشغول كارباشند كمتر است.
اين خانوادهها غالباً مشكل دارند و اكثريّت زنان حتّى در جوامع غربى طرفدار زندگى خانوادگى و خانه دارى هستند حتّى اگر زن خانه دار باشد و ارث پدرى به او رسيده باز نفقه بر عهده زوج است.
تلخّص من جميع ما ذكرنا؛
نفقه قبل از اين كه يك امر شرعى باشد، يك امر عقلايى و بر اساس يك محاسبه عاقلانه است و هيچ يك بر ديگرى منّتى ندارد.
ادلّه وجوب انفاق:
براى وجوب انفاق به سه دليل استدلال كردهاند:
١- اجماع:
اصل وجوب نفقه اجماعى است بلكه شايد ضرورت دين هم باشد. ضرورت دين چيزى است كه اگر از عوام و خواص، صغير و كبير بپرسند آن را مسلّم بدانند، چون نفقه چيزى است كه همه آن را بر عهده شوهر مىدانند و كسى كه تازه مسلمان شود بعد از مدّت كوتاهى مىفهمد كه نفقه بر زوج لازم است، پس ضرورت دين است كه از اجماع هم بالاتر است.
٢- آيات:
گر چه مسأله مسلّم است ولى اگر حدّ وحدود آن در آيات و روايات روشن شود، براى فروع آن كارساز است و در هنگام شك در مصاديق مبهم قابل استفاده است.
آيات متعدّدى در قرآن داريم كه مرحوم صاحب جواهر پنج آيه را ذكر فرموده است. از كسانى كه به آيات تمسّك كردهاند مرحوم شهيد ثانى در مسالك است و در كلمات بعضى از قدما هم (مرحوم راوندى از علماى قرن ششم در فقه القرآن و يا در كتاب مهذّب البارئ) به بعضى از آيات اشاره شده است.
جمعاً شش آيه داريم كه ادّعا شده، بر وجوب نفقه دلالت دارد ولى ما معتقديم كه اين آيات قابل نقد است.
الف) «والوالدات يرضعن اولادهنّ حولين كاملين لمن أراد أن يتمّ الرضاعة و على المولود له (زوج) رزقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف». [١]
آيا آيه در مورد مطلق انفاق است يا موارد خاص را مىگويد؟
دلالت آيه نسبت به وجوب نفقه در حال رضاع خوب است ولى نسبت به غير مورد رضاع ساكت است، حتّى ممكن است كسى از آيه مفهوم بگيرد كه اگر هميشه انفاق بر زوجه واجب باشد چرا آيه خصوص زمان رضاع را مىگويد، پس معنايش اين است كه در غير مدّت رضاع لازم نيست چون اگر هميشه لازم بود، ديگر ذكر وجوب نفقه در مدّت رضاع لازم نبود.
اللهم إلّاأن يقال؛
آيات قبل و اين آيه در مورد مطلّقات است يعنى در مطلّقات مادامى كه رضاع هست نفقه لازم است و اگر رضاع نباشد نفقه نيست كه در اين صورت مشكلى ايجاد نمىكند.
٣
فصل فى النفقات ٢٠/ ٠٦/ ٨٤
ب) «لينفق ذوسعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا آتاه اللَّه». [٢]
آيا دستور انفاق به همه زوجات است يا مربوط به زوجههايى است كه طلاق مىگيرند و حامله هستند؟
آيه امر مىكند كه هر كس به مقدار سعهاش انفاق كند و با توجّه به آيات قبل كه در مورد طلاق است «و إن كنّ اولات حمل فأنفقوا عليهنّ حتّى يضعن حملهنّ» تا زمان وضع حمل انفاق به او لازم است، پس منظور آيه انفاق به مطلّقات ذوات حمل است نه همه زوجات، بنابراين آيه بر وجوب نفقه دلالت ندارد و فقط اولويّتى دارد و آن اين كه زن حامل غير مطلّقه به طريق اولى نفقه دارد.
ج) «الرجال قوّامون على النساء بما فضّل اللَّه بعضهم على بعض و بما أنفقوا من أموالهم». [٣]
آيا آيه دلالت بر وجوب انفاق دارد يا بيان برترى زوج بر زوجه است؟
به دو قسمت از آيه استدلال شده است.
از مرحوم راوندى نقل شده:
القوّام على الغير هو المتكفّل بأمره من نفقة و كسوة و غير ذلك. [٤]
[١]. سوره بقره، آيه ٢٣٣.
[٢]. سوره طلاق، آيه ٧.
[٣]. سوره نساء، آيه ٣٤.
[٤]. سلسلة ينابيع الفقهية، ج ١٨، ص ٢٤٦.