كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨ - قرينه سوّم
١- آباء مقدّم بر امّهات است.
٢- در ناحيه آباء و اجداد الأقرب فالأقرب بايد ملاحظه شود يعنى اب مقدّم بر جد و جدّ غريب مقدّم بر جدّ بعيد است و همچنين مادر مقدّم است بر مادرِ مادر.
٢- در جهات امّهات مادر، مادرِ مادر، پدرِ مادر و مادرِ پدر (همه كسانى كه پاى مادر در آنها به ميان مىآيد) همه يكسان هستند.
٣- نكته ديگرى كه تقريباً مسلّم است اين است كه آنها كه از يك مرتبه هستند مشتركند و به طور مساوى بين خودشان تقسيم مىكنند.
اقوال بيان شد و مطرح شد كه ادّعاى اجماع بر اين امور شده است.
ادلّه:
براى قول مشهور سه دليل اقامه شده است:
١- اجماع:
اجماع قابل اشكال و مدركى است.
٢- آيه اولوالارحام:
گفته شده آيه «اولو الارحام بعضهم أولى ببعض فى كتاب اللَّه» [١] هم باب ارث و هم غير آن را شامل است، چون مفهومش عام است پس باب نفقات را هم شامل است يعنى الأقرب فالأقرب.
قلنا:
آيه اولو الارحام بد معنا شده است و همه در ذهنشان اين معنى اشتباه را تكرار مىكنند، در حالى كه آيه اولوالارحام نسبت ارحام را به هم نمىسنجد، بلكه ارحام را با غير ارحام مىسنجد يعنى اولوالارحام بعضهم اولى ببعض من الأجانب لا من الأقارب.
اين آيه در دو سوره [٢] از قرآن آمده است، در سوره احزاب مىفرمايد:
النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم و أزواجه أمّهاتهم و أولوالارحام بعضهم أولى ببعض فى كتاب اللَّه من المؤمنين و المهاجرين إلّاأن تفعلوا إلى أولياءكم معروفا. [٣]
قراينى در اين آيه و روايات ذيل آن آمده كه احتمال ما را تقويت مىكند:
قرينه اوّل:
در صدر آيه زنان پيامبر امّهات مؤمنين معرّفى شدهاند و ممكن است به ذهن بيايد كه چون امّهات هستند ارث مىبرند، به همين جهت در ادامه آيه مىفرمايد اقربا ارث مىبرند.
قرينه دوّم:
ذيل آيه اولويّت اقربا را بيان مىكند، يعنى اقربا بر مؤمنين و مهاجرين اولويت دارند، چون مؤمنين در صدر اسلام با هم عقد اخوّت يا عهد و پيمان مىبستند تا از هم ارث ببرند و آيه نازل شد كه اولوالارحام مقدّم هستند و در انتها مىفرمايد: مگر اين كه دلتان بخواهد كه به برادرتان هم چيزى بدهيد كه غير از ارث است.
پس با اين دو قرينه معلوم مىشود كه اولويّت نسبت به اجانب است.
مرحوم طبرسى با صراحت فقط همين تفسير را در ذيل اين آيه ذكر كرده و مىفرمايد:
معناه و ذوو الأرحام و القرابة بعضهم أحقّ بميراث بعضهم من غيرهم عن ابن عباس و الحسن و جماعة المفسّرين (آيه در مقام بيان سلسله مراتب نسب نيست و فقط مىفرمايد اهل نسب از هم ارث مىبرند) و قالوا صار ذلك نسخاً لما قبله من التوارث بالمعاقدة و الهجرة و غير ذلك من الأسباب فقد كانوا يتوارثون بالمؤاخات (عقد اخوت). [٤] در ادامه مرحوم طبرسى مىگويد صدر آيه مىفرمايد: ازواج النبى امّهات هستند و ممكن است اين توهّم پيش بيايد كه ارث هم مىبرند ولى مراد آيه اين است كه فقط ازدواج با آنها حرام است. مرحوم طبرسى قول ديگرى را نقل نفرموده است.
در مورد آيه ديگر هم همين مطلب يا قريب به اين مطلب را تكرار مىكند.
قرينه سوّم:
تفسير برهان [٥] دو گروه روايت نقل كرده است و من العجب مفاهيم اين روايات مختلف است، بعضى از روايات مىگويد مراد از اولوالارحام الأقرب فالأقرب است و بعضى مىگويند مراد از اولوالارحام اين است كه اقربا بر اجانب مقدّم هستند. در چند روايت هم براى ولايت على عليه السلام به آيه اولوالارحام استدلال شده و مفهوم آن اين است كه على عليه السلام اولى به پيامبر از اجانب است، پس سزاوارتر به امامت است.
روايت ديگر داستان عثمان با حضرت على عليه السلام است؛
[١]. سوره احزاب، آيه ٦ و سوره انفال، آيه ٧٥.
[٢]. همان مدرك.
[٣]. سوره احزاب، آيه ٦.
[٤]. مجمع البيان، ذيل آيه ٧٥ سوره انفال.
[٥]. ج ٢، ذيل آيه ٧٥ سوره انفال.