كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - طايفه دوّم
خير بلكه بايد موارد ديگر غير از نفقه را در نظر بگيرد، در حالى كه اگر زوجه بىنياز باشد باز وجوب نفقه هست؛ بنابراين وجوب نفقه در زوجه مشروط به احتياج زوجه نيست ولى وجوب نفقه پدر و مادر مشروط به احتياج است، حال چگونه مىتوان از آيهاى كه در مورد پدر و مادر است در مورد زوجه استفاده نمود؟!
ج) آيه «و على المولود له رزقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف» [١].
آيه در مورد مرضعات است و مىفرمايد: واجب است پدر رزق (طعام و إدام) و كسوه آنها را بدهد. ولى الغاى خصوصيّت كرده و مىگوييم وقتى كه در مورد رضاع اينها لازم است، در مورد زوجه به طريق اولى لازم است.
د) آيه «و إن كنّ اولات حمل فأنفقوا عليهنّ». [٢]
همين معنا در زوجات هم به طريق اولى جارى است و «أنفقوا» عام است و هر چه تحت عنوان نفقه بيايد شامل است.
در ادامه آيه مىفرمايد:
«لينفق ذوسعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا آتاه اللَّه» [٣]
كسانى كه زندگى وسيعى دارند به مناسبت حالشان نفقه بدهند، كه در آيه لفظ انفاق آمده و عام است و تمام امورى را كه تحت عنوان انفاق در مىآيد، شامل است.
٣٢ ادامه مسأله ٨ ١٣/ ٠٩/ ٨٤
ه) آيه «و بما أنفقوا من اموالهم». [٤]
اين آيه دلالت بر وجوب نفقه ندارد و فقط مىرساند فضيلت رجال به واسطه نفقه است.
و) آيه «قد علمنا ما فرضنا عليهم فى أزواجهم». [٥]
آيه مىفرمايد: براى زوج و زوجه حقوقى قرار داديم و حرفى از نفقه نيست، پس به درد استدلال نمىخورد.
٢- روايات:
رواياتى كه دلالت بر وجوب نفقه مىكند سه طايفه است:
طايفه اوّل:
رواياتى كه لفظ نفقه دارد و از دو طايفه ديگر بهتر است:
* محمّد بن على بن الحسين (صدوق) باسناده عن الحلبى (سند صدوق به حلبى به تصريح جامع الروات صحيح است و حلبى هم از بزرگان و نام او عبيداللَّه است، بنابراين روايت معتبر است) عن أبى عبداللَّه عليه السلام قلت: من الذى أجبر على نفقته؟ قال: الوالدان و الولد و الزوجة و الوارث الصغير. [٦]
در روايت بعد امام عليه السلام وارث صغير را تفسير فرموده است:
* ... عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: والوارث الصغير يعنى الأخ و ابن الأخ و نحوه [٧].
آيا انفاق به اينها واجب است؟ خير مستحب است بنابراين در سه قسم از چهار قسمى كه در روايت آمده نفقه واجب و در وارث صغير- كه از خارج دليل بر عدم وجوب نفقه داريم- حمل بر استحباب مىكنيم.
* العياشى فى تفسيره (روايات تفسير عياشى مرسله است، در عين اين كه روايات خوبى دارد) عن أبى القاسم الفارسى قال:
قلت للرضا عليه السلام: جعلت فداك إنّ اللَّه يقول فى كتابه: «فإمساك بمعروف أو تسريح باحسان» و ما يعنى بذلك؟ فقال: أمّا الإمساك بالمعروف فكفّ الأذى و احباء (بخشش) النفقة ... [٨].
يك روايت هم از منابع عامّه است:
هند زوجه ابوسفيان خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده و عرض كرد:
ابوسفيان بخيل است و نفقه كافى نمىدهد، آيا من مىتوانم از اموالش به اندازه نفقه بردارم؟ حضرت در جواب فرمود:
خذى ما يكفيك و ولدك بالمعروف. [٩]
تعبير موجود در اين روايت از لفظ نفقه بهتر و عامتر است و مىگويد هر چه كه نياز خود و فرزندت هست، مىتوانى بردارى، پس اين تعبير از لفظ نفقه هم گستردهتر است.
طايفه دوّم:
احاديثى كه فقط سه چيز را مىگويد: طعام، ادام و كسوة.
جمعاً هشت روايت است كه از باب نمونه يك روايت را بيان مىكنيم. روايات متضافر است و نياز به بحث سندى نيست.
* عن ربعى بن عبداللَّه و الفضيل بن يسار جميعاً عن أبى عبداللَّه عليه السلام فى قوله تعالى «و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا آتاه اللَّه» قال: إن أنفق عليها ما يقيم ظهرها مع كسوة و إلّافرّق بينهما. [١٠]
[١]. سوره بقره، آيه ٢٣٣.
[٢]. سوره طلاق، آيه ٦.
[٣]. سوره طلاق، آيه ٧.
[٤]. سوره نساء، آيه ٣٤.
[٥]. سوره احزاب، آيه ٥٠.
[٦]. ح ٩، باب ١ از ابواب نفقات.
[٧]. ح ١٠، باب ١ از ابواب نفقات.
[٨]. ح ١٣، باب ١ از ابواب نفقات.
[٩]. مغنى، ج ٩، ص ٢٣١.
[١٠]. ح ١، باب ١ از ابواب نفقات.