كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠ - ادلّه
مخارج آن را تأمين كند:
و لو احتاج (قريب) إلى الخدمة وجبت مؤونة الخادم أيضاً [١].
بنابراين اگر پدر و مادر نياز به خادم داشته باشند خرج خادم هم جزء نفقه است.
٨٣ مسأله ٩ (فى اعفاف من وجبت نفقته) ٢٤/ ١٢/ ٨٤
مسألة ٩:
لايجب إعفاف (به عفّت بردن و فراهم كردن وسائل ازدواج) من وجبت نفقته (چرا به جاى تزويج، اعفاف مىفرمايند؟ معناى آن اين است كه به وسيله تزويج او را دعوت به عفّت مىكند)- ولداً كان أو والداً (در مورد مادر اين بحث را مطرح نمىكند و در ميان فقها هم مطرح نشده است)- بتزويج أو اعطاء مهر له و إن كان أحوط (احتياط مستحب) مع حاجته إلى النكاح و عدم قدرته عليه و على بذل الصداق خصوصاً فى الأب (از بعضى جهات مىتوانيم بگوييم خصوصاً للابن).
عنوان مسأله:
آيا بر پدر لازم است كه نفقه ازدواج فرزند را بدهد؟ و يا اگر فرزند امكانات دارد، لازم است خرج ازدواج پدرى را كه نيازمند ازدواج است بدهد؟ مرحوم امام مىفرمايد واجب نيست.
اقوال:
مشهور و معروف در ميان ما عدم وجوب است. مرحوم شهيد ثانى [٢] اشاره دارد كه بعضى قائل به وجوب شدهاند.
مرحوم صاحب جواهر هم اشاره مىكند كه در مسأله مخالف هست ولى معتدّ به نيست و مىفرمايد:
بلا خلاف معتدّ به أجده فيه. [٣]
ديگران هم، كم و بيش همين را گفتهاند.
عامّه اكثراً در مورد پدر قائل به وجوب هستند. وهبه الزحيلى در كتاب الفقه الاسلامى و ادلّته [٤] مىگويد مطابق رأى جمهور فقها، بر پسر واجب است كه مقدّمات تزويج را فراهم كند، ولى در مورد تزويج پسر فقير مىگويد كه حنفيّه تأمين هزينه ازدواج فرزند را بر پدر واجب نمىدانند ولى حنابله واجب مىدانند.
ادلّه:
مسأله نصّ خاصّى ندارد و ما هستيم و آيه نفقه و آيه و صاحبهما فى الدنيا معروفاً؛ آيا ادلّه نفقه شامل تزويج هم مىشود؟
اصحاب ما معتقدند كه در لسان ادلّه ما تعبير نفقه آمده است ولى كلمه نفقه شامل تزويج نمىشود و اگر شك هم كنيم اصل عدم است، چون شبيه اقّل و اكثر استقلالى است و در مورد شك در اكثر، برائت جارى مىشود.
عامّه معتقدند كه آيه شامل تزويج مىشود، يعنى با پدر و مادر مصاحبه معروف كن (كبرى) و ازدواج هم از مصاحبه به معروف است (صغرى)، پس اعفاف واجب است (نتيجه).
اين استدلال عامّه را اصحاب ما نپذيرفتهاند، چرا كه اگر آيه را از ابتدا بخوانيم و يك قسمت از آيه را انتخاب نكنيم، حق با اصحاب ماست.
صدر آيه مىفرمايد:
و إن جاهداك على أن تشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما و صاحبهما فى الدنيا معروفا. [٥]
اگر از تو خواستند به خدا مشرك شوى نپذير و اطاعت نكن ولى با آنها خوش رفتارى كن و بى احترامى نكن، پس با توجّه به صدر آيه، اين آيه ربطى به نفقه ندارد.
در اصول داريم كه «الكلام المحفوف بما يحتمل القرينيّة لا يعتمد به» بايد مايحتمل للقرينيّة نباشد، پس اين آيه قابل استدلال نيست.
و قاعده ديگر اين كه اگر جملههايى متعقّب به استثنا باشد، استثنا به آخرى مىخورد، ولى ما قبل آخر هم ظهور خود را ازدست مىدهد، چرا كه محفوف بما يحتمل القرينيّة است.
و امّا در آيه «أنحكوا الأيامى منكم و الصالحين من عبادكم و إمائكم» مخاطب همه مؤمنان هستند و از آيه استفاده مىشود كه جوانانى كه در خطرند بر همه مؤمنين به عنوان واجب كفايى لازم است كه هزينه ازدواج آنها را بدهند و اين ارتباطى به وجوب عينى بر پدر ندارد و از ما نحن فيه بيگانه است.
نظر اصحاب ما اين است كه هيچ كدام را واجب نمىدانند، جز قليلى- كه قائل آن هم معلوم نيست- كه قائل شدهاند اعفاف واجب است. اصحاب ما به اصل برائت تكيه كرده و معتقدند كه وجوب اعفاف دليل مىخواهد و اگر شك هم كنيم برائت جارى مىكنيم، پس نفقه فقط شامل لباس، غذا و مسكن است و اعفاف را شامل نمىشود.
[١]. مسالك، ج ٨، ص ٤٨٨.
[٢]. مسالك، ج ٨، ص ٤٨٩.
[٣]. ج ٣١، ص ٣٧٧.
[٤]. ج ١٠، ص ٧٣٦٠.
[٥]. سوره لقمان، آيه ١٥.