كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥ - الأمر الثانى
«لام» است كه احتمال دارد مفيد ملكيّت باشد. روايات دو طايفه است كه يك طايفه در مورد مطلّقه رجعيّه است و مىگويد «لها نفقة أو سكنى». [١]
طايفه دوّم در مورد بائنه است و مىگويد «ليس لها نفقة ولاسكنى»، [٢] مفهومش اين است كه غير بائنه (رجعيّه) نفقه و سكنى دارد و به طريق اولى مزوّجه در حال زوجيّت نفقه و سكنى دارد و چون نفقه با «لام» آمده مفيد ملكيّت است و سكنى هم بر آن عطف شده پس در مورد سكنى هم ملكيّت است.
قلنا:
«لام» مفيد ملكيّت نيست، چون ما سه عنوان داريم:
سَكَن، مسكن و سكنى، له سكنٌ أو مسكنٌ يعنى له بيتٌ أو دار، ولى سكنى اسم مصدر است و دو معنى دارد، هم معنى اسكان (ساكن كردن و هم معنى سكونت (ساكن شدن)، پس اگر سكنى به معنى اسكان باشد، لام همراه آن مفيد ملكيّت نيست، چون لام در جايى مفيد ملكيّت است كه بر سر مال در بيايد، بنابراين اين روايات دليل بر ملكيّت در سكنى نيست.
٥١ ادامه مسأله ١٣١٥/ ١٠/ ٨٤
الأمر الثانى:
آيا حلىّ و زينت آلات جزء نفقه است؟ اگر جزء نفقه است، آيا به صورت تمليك است يا اباحه؟
اين مسأله شديداً محلّ ابتلاست و مع ذلك نه در ميان خاصّه و نه در ميان عامّه كسى متعرّض آن نشده، با اين كه اين مسأله از زمان معصومين عليهم السلام محلّ ابتلا بوده و شواهدى هم از آيات و روايات داريم.
قرآن مجيد مىفرمايد:
«أوَ مَن ينشّؤ فى الحلية؛ [٣] آيا كسى كه رشد و نمو و حياتش در زينت است»، آيه در مورد بنات و زنان است و مىگويد زن در زينت نشو و نما مىكند يعنى حلىّ جزئى از زندگى زنان است.
آيه ديگر مىفرمايد:
«و لا يضربن بأرجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ» [٤]، زنها پايشان را محكم به زمين نزنند تا صداى خلخالى كه به پا دارند ظاهر نشود؛ مطابق آيه زنان به پاى خود خلخال مىبستند كه آن هم از زيور آلات است و در ميان عربها مرسوم بوده است. فلسفه خلخال اين بود كه وقتى پاى برهنه در بيابانها حركت مىكردند، صداى پاى آنها حشرات موذى را فرارى دهد، كم كم اين وسيله به صورت وسايل زينت در آمد.
روايات هم در اين زمينه متعدّد است از جمله روايات متعدّدى كه در ذيل آيه «ولايبدين زينتهنّ إلّاما ظهر منها [٥]» وارد شده و «ما ظهر منها» را به «الخاتم و الكحل» [٦] تفسير كرده است كه معلوم مىشود زنها در آن زمان زينت ظاهره داشتهاند.
آشكارتر از اين روايات خطبه جهاد حضرت امير عليه السلام كه حضرت مىفرمايد:
به من خبر رسيده كه غارتگران شام به مسلمانان حمله كرده و زينت آلات زنها را ربودهاند. حضرت در ضمن زيور آلات خلخال، دستبند، گردنبند و گوشواره را نام مىبرند:
و لقد بلغنى أنّ الرجل منهم كان يدخل على المرأة المسلمة و الأخرى المعاهدة فينتزع حجلها (خلخال) و قُلبها (دستبند) و قلائدها (گردنبند) و رُعاثَها (جمع رعث به معنى گوشواره). [٧] و يا داستان حضرت زهرا عليها السلام معروف است كه دستبند يا گردنبندى از نقره داشتند و يا در قضيّه كربلا هم گفته مىشود كه گوشوارها را از گوش دختران كندند.
مجموع اين شواهد نشان مىدهد كه حلىّ در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمّه معصومين عليهم السلام بوده است. حال كه ثابت شد زيور آلات در آن زمان بوده، آيا حلىّ جزء نفقه است؟
ما معتقديم زيور آلات در حدود شأن جزء نفقه است، چون وقتى فقها لباس تجمّل را جزء نفقه دانستهاند، زيور آلات هم فرقى با ثياب تجمّل ندارد، پس آن هم جزء نفقه است.
در مورد ثياب تجمّل به كلمات بعضى از فقها اشاره مىكنيم.
مرحوم علّامه مىفرمايد:
و إذا كانت من ذوى التجمّل وجب لها زيادة على ثياب البذلة (لباس معمولى و پيش پا افتاده) ثياب التجمّل بنسبة حال أمثالها. [٨]
مرحوم محققّ در شرايع مىفرمايد:
و تزاد إذا كانت من أهل التجمّل زيادة على ثياب البذلة بما يتجمّل أمثالها به. [٩]
[١]. ح ١ و ٢، باب ٨ از ابواب نفقات.
[٢]. ح ٣، باب ٨ از ابواب نفقات.
[٣]. سوره زخرف، آيه ١٨.
[٤]. سوره نور، آيه ٣١.
[٥]. سوره نور، آيه ٣١.
[٦]. وسايل ج ١٤، باب ١٠٩ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٧]. نهج البلاغه، خطبه ٢٧.
[٨]. قواعد، ج ٣، ص ١٠٥.
[٩]. شرايع، ج ٢، ص ٥٧١.