كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥ - ٢- تقسيم مطبوخ
نجدها فما ترى نتصدّق بثمنها؟ قال: لا إنّ اللَّه يحبّ إطعام الطعام و إراقة الدماء. [١]
از اين روايت استفاده مىشود كه اگر گوشت هم بخرد و بدهد كافى نيست.
روايت دوّم اين باب هم به همين مضمون است.
سؤال:
اين كه در روايت آمده خدا اراقه دم را دوست دارد به چه معنى است؟
جواب:
وقتى حيوان ذبح شود آثار و بركات زيادى دارد و از همه چيز آن استفاده مىشود و باعث اطعام طعام مىشود، پس چون آثار و بركات زيادى دارد خدا آن را دوست دارد.
فرع هشتم: قيل باشتراط شروط الأضحية فيها و هو غير ثابت
آيا شرايط قربانى در عقيقه لازم است؟
يكى از شرايط قربانى سن و ديگرى سلامت از عيوب و شرط ديگرى چاق بودن است، حال آيا اين شرايط كه در مورد قربانى حج است؛ در قربانى مستحب هم هست؟
از روايات استفاده مىشود كه اين شرايط در قربانى مستحب هم هست، حال آيا اين شرايط در عقيقه هم هست؟ روايات متعارض است؛ مرحوم محقّق در شرايع مىفرمايد: مستحب است كه شروط باشد و دليل آن دو روايت است:
* ... العقيقة أوجب من الأضحية [٢].
وقتى اضحية كه در رتبه پايينتر است بايد شرايط را داشته باشد، عقيقه هم بايد آن شرايط را داشته باشد. روايت بعد از اين روايت روشنتر است.
* ... عن عمّار الساباطى، عن أبى عبداللَّه عليه السلام فى حديث أنّه قال فى العقيقة: يذبح عنه كبش فإن لم يوجد كبش أجزأه ما يجزىء فى الأضحية ... [٣].
ظاهر روايت اين است كه بايد شرايط اضحيه در آن جمع باشد.
در مقابل اين روايات، رواياتى داريم كه شرايط را نفى مىكند:
* ... فقال إنّما هى شاة لحم ليست بمنزلة الأضحية يجزى منها كلّ شىء. [٤]
* ... عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: العقيقة ليست بمنزلة الهدى خيرها أسمنها. [٥]
در تعارض بين اين روايات چه كنيم؟ مرحوم صاحب جواهر روايات را جمع كرده و مىفرمايد اگر شرايط اضحيه را داشته باشد، افضل است و اگر نداشته باشد هم خوب است، يعنى هر دو وظيفه عقيقه را انجام مىدهد.
اين جمع خوب است به خصوص در مستحبّات.
در باب مستحبّات جمعها با واجبات و محرّمات فرق مىكند چون در واجبات و محرّمات ترجيحات و تخصيصات است ولى در مستحبّات جمع به سلسله مراتب است، اين را بالوجدان در ابواب مستحبّات يافتهايم كه اين جمع، خيلى از مشكلات را در باب مستحبّات حل مىكند.
١١٣ ادامه م ٩ و م ١٠ (اطعام العقيقة) ٣٠/ ٠٢/ ٨٥
فرع نهم: يستحبّ اعطاء القابلة الرجل و الورك
مستحب است پا و ران گوسفند را به قابله بدهند و دليل آن چندين روايت است. [٦]
فرع دهم: لو لم تكن قابلة أعطى الأم تتصدّق به
اگر قابلهاى نباشد و بچّه بدون قابله متولّد شود و يا مكان قابله معلوم نيست، در اين صورت پا و ران را به مادر مىدهند تا صدقه دهد. اين فرع هم مضمون يك روايت است.
مسألة ١٠:
يتخيّر فى العقيقة بين أن يفرّقها لحماً أو مطبوخاً أو تطبخ و يدعى إليها جماعة من المؤمنين و لاأقلّ من عشرة و إن زاد فهو أفضل و يأكلون منها و يدعون للولد و لابأس بطبخها على ما هو المتعارف و قد يقال: الأفضل طبخها بماء و ملح، و هو غير معلوم.
عنوان مسأله:
كيفيّت اطعام عقيقه چگونه است؟ مرحوم امام سه روش را ذكر كرده كه در كلام ديگران هم هست:
١- تقسيم لحم:
گوشت عقيقه را بين نيازمندان و بستگان و همسايگان تقسيم مىكنند.
٢- تقسيم مطبوخ:
گوشت را طبخ كرده و بعد تقسيم مىكنند.
[١]. ح ١، باب ٤٠ از ابواب احكام اولاد.
[٢]. ح ١، باب ٣٨ از ابواب احكام اولاد.
[٣]. ح ١، باب ٤١ از ابواب احكام اولاد.
[٤]. ح ١، باب ٤٥ از ابواب احكام اولاد.
[٥]. ح ٢، باب ٤٥ از ابواب احكام اولاد.
[٦]. ح ١، ٥، ٦، ١٢، باب ٤٤ از ابواب احكام اولاد.