كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - ٣- روايات
روايت بعد در ذيل حديث فوق در وسائل آورده شده است:
* ... عن ابن أبى عمير، عن بعض أصحابنا، عن زرارة قال: سألت أبا جعفر عليه السلام عن رجل و ذكر الذى قبله، كه مثل روايت قبل است.
* ... عن إسحاق بن عمّار، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: قضى أميرالمؤمنين عليه السلام فى رجل توفّى و ترك صبيّاً فاسترضع له فقال:
أجر رضاع الصبى ممّا يرث من أبيه (به قرينه «فاسترضع له» ظاهراً مادر هم نداشته) .... [١] از اين روايات براى بحث ما چيزى استفاده نمىشود، چون بحث ما در جايى است كه پدر زنده باشد و از مال ولد اجرت رضاع پرداخت شود، بلكه شايد اين روايات مفهوم داشته باشد كه اگر پدر زنده بود اجرت رضاع از مال ولد نبود.
نتيجه:
همان گونه كه مشهور فرمودند وقتى ولد غنى است اجرت رضاع بر عهده خود اوست.
صورت چهارم:
پدر معسر است و يا از دنيا رفته و فرزند هم مالى ندارد، در اينجا مادر واجب است مجّاناً شير دهد و يا اگر مادر شير ندارد بايد از پول مادر اجرت رضاع را پرداخت كنند، چون در صورت نبود پدر، نفقه بر مادر واجب است.
دليل: قاعده باب نفقات
نفقه فرزند در درجه اوّل بر عهده پدر و جدّ است و اگر نباشند نفقه بر مادر واجب است.
١١٧ م ١٢ (الأم أحقّ بإرضاع ولدها) ٠٣/ ٠٣/ ٨٥
مسألة ١٢:
الأمّ أحق بإرضاع ولدها من غيرها إذا كانت متبرّعة أو تطلب ما تطلب غيرها أو أنقص و أمّا لو طلبت زيادة أو أجرة (ديگران بى اجرت شير مىدهند و مادر اجرت مىخواهد) و وجدت متبرّعة فللأب تسلميه إلى غيرها و الأحوط عدم سقوط حق الحضانة الثابت للأمّ أيضاً لعدم التنافى بين سقوط حق الإرضاع و ثبوت حقّ الحضانة.
عنوان مسأله:
مادر احقّ به ارضاع ولد است يعنى اگر مادر و غير مادر در شرايط مساوى قرار گرفتند، مادر احقّ است.
در اين مسأله دو فرع است:
فرع اوّل:
مادر احق و اولى به شيردادن فرزند خود است.
مرحوم امام در اينجا چهار حالت ذكر كرده است كه در سه حالت اولويّت با مادر است:
الف) مادر تبرعّى فرزند را شير مىدهد.
ب) مادر با اجرت مساوى با ديگران فرزند را شير مىدهد.
ج) مادر با اجرت كمتر فرزند را شير مىدهد، كه در اين سه حالت اولويّت با مادر است.
د) اجرت مادر بيش از ديگران است و يا متبرّعى غير از مادر هست، كه در اينجا اولويّت با مادر نيست.
اقوال:
از نظر اقوال در مسأله كلام صاحب رياض كافى است كه مىفرمايد:
الأمّ أحقّ بإرضاعه إذا تبرّعت أو قنعت بما تطلب غيرها اجماعاً حكاه جماعة. [٢]
در ادامه مىفرمايد در صورتى كه مادر اجرت المثل را مىطلبد ولى كسانى به كمتر از اجرات المثل قانعند باز ديگران اولى از مادر هستند.
ادلّه:
١- آيه
«فإن أرضعن لكم فآتوهنّ أجورهنّ و إن تعاسرتم فسترضع له أخرى» [٣]
از عبارت «فإن أرضعن لكم» به دلالت التزام اولوّيت استفاده مىشود يعنى وقتى به سراغ مرضعه ديگر برويد كه با مادر كنار نيامديد و تعبير «و إن تعاسرتم» هم مىگويد كه اگر نتوانستيد در اجرت كنار بياييد سراغ ديگرى برويد.
٢- سيره عقلا يا متشرّعه:
واقعاً اگر مادر حاضر باشد با شرايط مساوى يا كمتر فرزند را شير دهد كداميك از عقلا يا متشرّعه حاضرند اجازه دهند كه بچه را از مادر بگيرند و به دايه بدهند؟! (اگر چه كسى به سيره استدلال نكرده است).
٣- روايات:
حدّاقل پنج روايت صريح داريم كه بعضى صحيح و بعضى غير صحيح است كه سه روايت را بيان مىكنيم:
* ... عن فضل أبى العباس (سند صحيح نيست) قال: قلت لأبى عبداللَّه عليه السلام: الرجل أحقّ بولده أم المرأة (در مورد حضانت است)؟
[١]. ح ٣، باب ٧١ از ابواب احكام اولاد.
[٢]. ج ٧، ص ٢٤٦.
[٣]. سوره طلاق، آيه ٦