كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦ - فرع دوّم
٣- دعوت بر سفره:
عقيقه را پخته و بر سفره دعوت مىكنند كه در روايت آمده حدّاقل ده نفر باشد.
مرحوم صاحب جواهر و ديگران هم اين سه قسم را دارند.
ادلّه تخيير:
دليل بر تخيير بين سه قسم چيست؟
١- اطلاقات:
اطلاقات، اطعام عقيقه را مىگويد و هر سه قسم به نوعى اطعام است، بنابراين رواياتى كه صحبت اطعام كرده و عقيقه را به صورت اطعام ذكر مىكند، هر سه قسم را شامل مىشود.
علاوه بر اين، اين مسائل را نبايد در دست انداز تعبّد انداخت چون اطعام به مؤمنين تعبدّى ندارد و به هر گونه كه متعارف است غذا را به مؤمنين برسانند كافى است، پس نبايد يك مسأله عرفى را به تعبديّات داخل كرد.
٢- روايات
هر سه صورت (تقسيم لحم، تقسيم مطبوخ، دعوت بر سر سفره) روايت دارد، وقتى روايات را كنار هم قرار دهيم، قائل به تخيير مىشويم.
الف) روايات تقسيم لحم:
* ... لاتأكل المرأة من عقيقة ولدها و لا بأس بأن يعطيها الجار المحتاج من اللحم (من تبعيضيّة است يعنى بعض لحم) [١].
آيا فقط به همسايه محتاج مىتواند بدهد؟ خير، الغاى خصوصيّت از مورد كرده و مىگوييم به بستگان و همسايگان غير محتاج هم مىتواند بدهد، چون عقيقه فقط براى نيازمندان نيست.
روايات ديگرى هم به اين مضمون داريم.
ب) تقسيم مطبوخ:
* ... لايأكل هو و لا أحد من عياله من العقيقة ... و تجعل اعضاءً (استخوان عقيقه را نشكنند بلكه بايد از مفصل، عضو را جدا كنند) ثم يطبخها و يقسّمها و لايعطيها إلّاأهل الولاية. ... [٢]
ج) روايات دعوت به سفره:
روايات متعدّدى دارد:
* ... و اقطع العقيقة جذاوى [جداول] (عضو، عضو جدا كن و استخوان را نشكن) و اطبخها وادع عليها رهطا من المسلمين (احتياط اين است كه به مؤمنين داده شود و به واسطه حديث قبل اين حديث را تخصيص مىزنيم). [٣]* ... و يدعى نفر من المسلمين فيأكلون و يدعون للغلام (مستحب است براى بچّه دعا كنند) .... [٤]* و عنه (عمّار ساباطى) عن أبى عبداللَّه عليه السلام: أنه يعطى القابلة ربعها فإن لم تكن قابلة ... و يطعم منها عشرة من المسلمين فإن زاد فهو أفضل. [٥]
اين حديث دلالتش بر دعوت بر سر سفره آشكار نيست.
حال با توجّه به اين كه هر سه قسم روايت دارد و معارضهاى هم بين روايات نيست، جمع بين آنها به تخيير است و غالباً در مستحبّات چنين است و حتّى در مطلق و مقيّد هم تقييد نمىزنند و حمل بر تخيير مىكنند، و يا به تعبير ديگر حمل به سلسله مراتب فضيلت مىكنند.
بقى هنا فروع:
در اينجا فروعى باقى مانده كه لازم است به آن پرداخته شود كه فرع اوّل را مرحوم امام هم دارد.
فرع اوّل:
گوشت را بايد به صورت ساده و با آب و نمك پخت. عبارت مرحوم امام در تحرير چنين است:
و قد يقال الأفضل طبخها بماء و ملح و هو غير معلوم؛ دليلى نداريم كه با آب و نمك باشد، حتّى اگر روايت هم داشتيم مىگفتيم كه روايت حدّاقل را بيان كرده و اضافه كردن چيزهاى ديگر ضررى ندارد.
فرع دوّم:
آيا جايز است استخوان عقيقه را بشكنند؟
معروف اين است كه استخوان عقيقه را نبايد بشكنند كه در يك روايت هم به اين معنى تصريح شده است:
* ... لايكسر العظم. [٦]
روايت «جذاوى» [٧] و يا روايت «تجعل أعضاءً» [٨] هم اشاره به اين معنى دارد، در عين حال يك روايت هم داريم كه اجازه مىدهد.
* ... عن أبى عبداللَّه عليه السلام أنه سئل عن العقيقة اذا ذبحت يكسر عظمها؟ قال: نعم يكسر عظمها و يقطع لحمها .... [٩]
[١]. ح ٣، باب ٤٧ از ابواب احكام اولاد.
[٢]. ح ١، باب ٤٧ از ابواب احكام اولاد.
[٣]. ح ٨، باب ٤٤ از ابواب احكام اولاد.
[٤]. ح ١٢، باب ٤٤ از ابواب احكام اولاد.
[٥]. ح ١٥، باب ٤٤ از ابواب احكام اولاد.
[٦]. ح ٥، باب ٤٤ از ابواب احكام اولاد.
[٧]. ح ٨، باب ٤٤ از ابواب احكام اولاد.
[٨]. ح ١، باب ٤٧ از ابواب احكام اولاد.
[٩]. ح ١٧، باب ٤٤ از ابواب احكام اولاد.