كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧ - طايفه دوّم
امروزه كسانى كه دم از حمايت از حقوق حيوانات مىزنند زياد هستند و مجلّات و سمينارها و برنامههاى مختلفى دارند، در حالى كه اين دستوراتى است كه اسلام در حدود ١٤٠٠ سال قبل به ما داده است.
٩٨ ادامه مسأله ١٥ ٠٩/ ٠٢/ ٨٥
ادلّه:
١- اجماع:
همان گونه كه بيان شد وجوب نفقه حيوان اجماعى است ولى علاوه بر اجماع مسأله ادلّه ديگرى هم دارد.
٢- روايات:
دو طايفه روايات از طرق عامّه و خاصّه در اين زمينه وارد شده است؛ طايفه اوّل رواياتى است كه سندهاى خوبى دارد ولى دلالت آنها قابل گفتگو است و طايفه دوّم رواياتى است كه سند خوبى ندارد ولى دلالت آنها خوب است.
طايفه اوّل:
اين روايات عمدتاً در جلد هشتم وسائل، در ابواب احكام الدواب تحت عنوان باب «حقوق الدابّة المندوبة والواجبة» ذكر شده است.
* ... عن اسماعيل بن أبى زياد (سكونى) بإسناده يعنى عن جعفر بن محمّد، عن آبائه عليهم السلام (سكونى قاضى اهل سنّت بود و امام را به عنوان يك راوى مىشناسد) قال: قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله:
للدّابة على صاحبها خصال (حقوق) يبدأ بعلفها إذا نزل (علف به معنى خوراك دام است و علوفه هم به معنى علف است ولى عَلْفه و عَلُوف حيوان علف خوار را مىگويند و مِعْلَف به معنى آخور است) و يعرض عليه الماء إذا مرّ به و لا يضرب وجهها فإنها تسبّح بحمد ربّها و لايقف على ظهرها إلّافى سبيل اللَّه (در حال توقّف نبايد سوار بر حيوان باشد) و لا يحملها فوق طاقتها و لا يكلّفها من المشى إلّاما تطيق. [١]
* ... عن السكونى، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: للدابّة على صاحبها ستّة حقوق لا يحملها فوق طاقتها و لا يتّخذ ظهرها مجالس [مجلساً] يتحدّث عليها و يبدأ بعلفها إذا نزل و لا يسمّها [يشتمها] و لايضربها فى وجهها فإنّها تسبّح و يعرض عليها الماء إذا مرّ به. [٢]
* ... عن اسماعيل بن مسلم السكونى، عن الصادق عليه السلام جعفر بن محمّد قال: للدّابة على صاحبها سبعة حقوق و ذكر الحديث و زاد: و لا يضربها على النفار (رم كردن) و يضربها على العثار (به معنى لغزش يعنى اگر حيوان تنبلى و كوتاهى كرد) فإنّها ترى ما لاترون. [٣]
* ... عن سليمان بن أبى خالد قال: فى ما اظنّ عن أبى عبداللَّه عليه السلام فى حديث إنّ اباذر قال: سمعت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يقول: ما من دابّة إلّاو هى تسأل اللَّه كلّ صباح: اللّهم الرزقنى مليكاً صالحاً يشبعنى العلف ويروينى من الماء و لا يكلّفنى فوق طاقتى. [٤]
از نظر سند:
سند برخى از روايات ضعيف است ولى مجموع احاديث متضافر است، پس اگر سندها هم اشكال داشته باشد قابل قبول است.
از نظر دلالت:
آيا اين روايات دليل بر وجوب است؟ در اين روايات تعبيراتى است كه با وجوب سازگار نيست، به عنوان مثال «يبدأ بعلفها»؛ آيا ابتدا به علف حيوان واجب است يا مستحّب؟ و يا «يعرض عليها الماء» آيا به هر نهرى كه رسيد واجب است كه به او آب بدهد؟ ظاهراً سيراب كردن واجب است و عرضه كردن آب در كنار هر نهر مستحبّ است.
همچنين آيا نشستن بر پشت حيوان در وقتى كه ايستاده به اين معنى است كه حتّى براى ايستادن كوتاه مدّت هم بايد از پشت حيوان پياده شود؟ اين تعبيرات مناسب استحباب است، پس دلالت اين روايات بر وجوب محلّ تأمّل است و به همين جهت مرحوم صاحب وسائل عنوان باب را الحقوق الواجبه و المندوبه قرار داده است.
اللهم إلّاأن يقال:
ظاهر اوامر وجوب است الّا ما خرج بالدليل.
قلنا:
ظاهراً اينها مسائل اخلاقى و استحبابى است و نمىتوان از اين روايات وجوب را استفاده كرد.
طايفه دوّم:
رواياتى كه در كتب عامّه و خاصّه آمده و ظاهر آنها حرمت شديد است، حتّى در مورد حيوانهايى كه مورد استفاده نيست.
پيامبر صلى الله عليه و آله در حديث معراج كه حديث مفصّلى است مىفرمايد:* ... و رأيت فى النّار صاحبة الهرّة تنهشها (پاره مىكند) مقبلة و مدبرة كانت أوثَقَتْها (در دنيا آن گربه را بسته بود) لم تكن
[١]. ح ١، باب ٩ از ابواب احكام الدواب.
[٢]. ح ٦، باب ٩ از ابواب احكام الدواب.
[٣]. ح ٧، باب ٩ از ابواب احكام الدواب.
[٤]. ح ٨، باب ٩ از ابواب احكام الدواب.