كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢ - دليل قول مشهور (نه ماه) روايات
* ... عن وهب، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: قال أميرالمؤمنين عليه السلام:
يعيش الولد لستة أشهر و لسبعة أشهر و لتسعة أشهر و لايعيش للثمانية. [١]
ظاهراً روايت دلالت ندارد كه ولد ملحق نمىباشد، چون روايت مىگويد كه شش ماهه بچّه زنده مىماند. پس صحبت از الحاق نيست و صحبت از ما يعيش و لا يعيش است و ارتباطى به الحاق ندارد.
إن قلت:
اگر ولد بميرد كه نزاعى نيست.
قلنا:
ممكن است دعوا در كفن و دفن آن باشد كه به چه كسى ملحق است تا كفن و دفن به عهده او باشد و يا اگر يك لحظه زنده بماند ميراث مىبرد و دعوا در اين است كه چه كسى از او ارث مىبرد.
بقيّه روايات دلالتش خوب است.
روايت معارض:
يك روايت هم داريم كه از آن مخالفت استفاده شده و ظاهراً معارض است. روايت از نظر سند ضعيف است، چون در سند ابوجميله است.
* ... عن أبان بن تغلب قال: سألت أبا عبداللَّه عليه السلام عن رجل تزوّج امرأة فلم تلبث بعد ما اهديت إليه (زفاف و عروسى كردن) إلّاأربعة أشهر حتّى ولدت جارية فأنكر ولدها و زعمت (اظهار كرد) هى أنّها جبلت منه فقال لا يقبل ذلك منها و إن ترافعا إلى السلطان تلاعنا (ملاعنه براى جايى است كه امكان الحاق باشد و اگر امكان الحاق نباشد نفى ولد مىكند) و فرّق بينهما و لم تحلّ له أبداً. [٢]
از تعبير ملاعنه استفاده كردهاند كه چهار ماه هم قابل الحاق است.
آيا اين روايت به فرض آن كه دلالتش كامل باشد، در مقام تعارض با روايات كثيرهاى كه بيان شد مىتواند مقاومت كند؟
خير، چون سند آن ضعيف است و روايات مقابل متضافر است، پس اين روايت توان مقابله در برابر آنها را ندارد.
١٠٢ ادامه مسأله ١ ١٣/ ٠٢/ ٨٥
حدّاكثر حمل:
در مورد حدّاكثر حمل در ميان عامّه اقوالى است كه مشهورترين آن پنج قول است:
١- دو سال (رأى حنفيّه).
٢- چهار سال (رأى شافعيّة و حنابله).
٣- پنج سال (مشهور از مالكيها).
٤- يكسال (محمد بن عبدالحكم از مالكيّه).
٥- نُه ماه (قول ابن حزم و عمر بن الخطّاب).
مرحوم شهيد ثانى اقوال خاصّه را كامل بيان فرموده است:
و اختلفوا فى أقصى مدّته فأطبق (اجماع) أصحابنا على أنّها لاتزيد عن سنة ثمّ اختلفوا على ثلاثة اقوال: [٣]
قول اوّل:
نُه ماه كه از قائلين به آن شيخ طوسى در نهايه و شيخ مفيد در مقنعه و ابن جنيد و سلّار و ابن برّاج و سيّد مرتضى در يكى از دو قولش و جماعت ديگرى است (قول مشهور).
قول دوّم:
ده ماه كه مرحوم شيخ طوسى در جايى از مبسوط اين قول را ترجيح داده، مرحوم محقّق هم در شرايع اين قول را مىپسندد و مىفرمايد مرحوم علّامه در اكثر كتبش قائل شده است كه اينها در اقليّتند.
قول سوّم:
يكسال، كه سيّد مرتضى در قول دوّمى يكسال را قائل شده و ادّعاى اجماع كرده است و ابوالصباح حلبى و علّامه هم در مختلف به اين قول تمايل پيدا كرده و مرحوم شهيد ثانى هم اين قول را أقرب مىداند؛ مرحوم امام هم به اين قول قائل شده است.
دليل قول مشهور (نه ماه): روايات
قول مشهور روايات متعدّدى دارد و دليل عمده و مهمّ آن همين است، كه يك روايت صحيح و بقيّه ضعيف است، البتّه روايات متضافر است و عمل مشهور هم جابر ضعف سند است.
* ... عن عبدالرحمن بن الحجّاج قال: سمعت أبا ابراهيم (موسى بن جعفر) عليه السلام يقول إذا طلّق الرجل امرأته فادّعت حبلًا انتظر بها تسعة أشهر فإن ولدت و إلّااعتدّت بثلاثة أشهر ثم قد بانتْ منه [٤].
اگر آخرين حدّ حمل نُه ماه است دوباره براى چه سه ماه عدّه نگه دارد؟ آيا اين دليل بر يكسال است؟ اگر اين گونه است نُه ماه براى چيست؟ پس نمىتوان گفت روايت براى يكسال است.
مرحوم صاحب جواهر جملهاى دارد و مىفرمايد:
هذا تعبدّ [٥]، آيا يعنى تعبّد واجب است؟
[١]. ح ٢، باب ١٧ از ابواب احكام اولاد.
[٢]. ح ١٠، باب ١٧ از ابواب احكام اولاد.
[٣]. مسالك، ج ٨، ص ٣٧٣.
[٤]. ح ١، باب ٢٥ از ابواب عدد.
[٥]. ج ٣١، ص ٢٢٧.