كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨ - اقوال
مىتواند شخص غير مختون را وادار بر ختان كند، همان گونه كه مىتواند حد جارى نمايد.
جمع بين روايات:
منظور از سنّت در رواياتى كه استحباب را مىرساند سنّت واجبه است چون سنّت يك معنى خاص دارد كه مستحب است و يك معنى عام دارد كه ما سنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است، يعنى آنچه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آورده و در قرآن نيامده، كه اين معنى واجبات را هم شامل است.
فرع دوّم:
ختان بر چه كسى واجب است، بر ولى يا بر خودش بعد از بلوغ؟
مرحوم صاحب حدائق [١] عبارت مفصّلى دارد و مىفرمايد در اين كه ختان بر چه كسى واجب است اختلاف است و مشهور بين علماى اسلام (ذهب الأكثر) اين است كه بر خود شخص واجب است مانند ساير تكاليف كه بر خود شخص واجب است و در ادامه از علّامه در تحرير نقل مىكند كه فرموده تأخير آن تا زمان بلوغ جايز نيست، يعنى بر ولى واجب است.
از سوى ديگر مرحوم صاحب جواهر اين مسأله را در چند خط متعرّض شده و مىفرمايد:
لو أخّر عنه جاز (بر ولى واجب نيست) بلاخلافٍ بل الإجماع بقسميه عليه. [٢] (محصّل و منقول)، در حالى كه صاحب حدائق فرمود اكثر فقها مىگويند بر خود شخص واجب است و علّامه مخالف است؛ على كل حال ما عدم وجوب بر ولى را مشهور مىدانيم و معتقديم اجماع مدركى است.
ادلّه مشهور (عدم وجوب ختان بر ولىّ):
١- اجماع:
مرحوم صاحب جواهر فرمود مسأله اجماعى است به هر دو قسم اجماع.
البتّه اين اجماع مدركى است و ما معتقديم اصلًا اجماعى نيست بلكه شهرت است.
٢- ختان تكليف شرعى است:
ختان تكليفى است مربوط به خود انسان و دليلى بر اين كه بر ديگران واجب باشد نداريم و تكليف بعد از بلوغ است.
٣- اصالة البرائة:
اصل برائت ذمّه ولى از ختان است.
اگر دليل ديگرى نداشته باشيم اصل دليل خوبى است.
٤- روايت: على بن يقطين
روايتى داريم كه تأخير آن را جايز مىداند:
* ... عن أبيه على بن يقطين (صحيحه) قال: سألت أبا الحسن (موسى بن جعفر) عليه السلام عن ختان الصبىّ لسبعة أيّام من السنّة هو أو يؤخّر فأيّهما أفضل؟ قال: لسبعة أيّام من السنّة و إن أخرّ فلا بأس. [٣]
ظاهر روايت اين است كه اگر تا زمان بلوغ به تاخير بياندازد اشكالى ندارد ولى بعضى مىگويند منظور روايت اين است كه تاخير تا بعد از هفت روز بلامانع است.
قلنا:
روايت خالى ازابهام نيست و معلوم نيست كه تأخير تا بعد از بلوغ است يا تأخير بعد از هفت روز و به همين جهت تمسّك به روايت مشكل است.
سؤال:
روايات متعدّدى داريم كه مىگويد بچّه را زودتر ختنه كنيد چرا كه اگر بول اغلف (بچهاى كه ختنه نشده) بر زمين بريزد زمين تا چهل روز ضجّه مىزند، آيا از اين روايات استفاده وجوب نمىشود؟
١٠٧ ادامه مسأله ٤ ٢٠/ ٠٢/ ٨٥
٥- ظاهر روايات سابقه:
صاحب جواهر مىفرمايد ظاهر روايات سابق استحباب است، احتمالًا منظور صاحب جواهر همان رواياتى است كه تعبير سنّت دارد.
قلنا:
اين سنّت به قرينه رواياتى كه مىگويد: الختان سنّة واجبة حمل بر وجوب مىشود، بنابراين روايات سنّت ظهورى ندارد.
أضف إلى ذلك:
سه روايت يافتهايم كه از آن وجوب استفاده مىشود كه از روايت اوّل بهتر مىتوان استفاده كرد:
* ... بالإسناد السابق فى قبض الوقف (در كتاب الوقف در باب قبض، مرحوم صدوق تمام سند كتاب اكمال الدين را نقل كرده است و لذا تكرار نمىكند) عن أبى الحسين محمّد بن جعفر الأسدى (در كتب رجال در مورد او مىگويند كان من الابواب از نمايندههاى امام زمان بوده و اين از توثيق بالاتر است) فيما ورد من توقيع عن محمّد العثمان العمرى فى جواب مسائله عن صاحب الزمان عليه السلام قال: و أمّا ما سألت عنه من أمر المولود الذى تنبت غلفته (بعد از ختان دوباره غلاف مىرويد) بعد ما يختن هل يختن مرّة أخرى فانّه يجب أن تقطع غلفته (اين تعبير، كلام حضرت است كه تعبير «يجب» دارد و وجوب در زمان صغر را مىگويد) .... [٤] اين حديث تعبير «يجب» دارد ولى در دو حديث ديگر تعبير ضجّه زدن و نجس شدن زمين آمده كه اين ضجّه زدن زمين و نجس شدن نشانه آن است كه بر ولى واجب است، پس موافقت با قول مشهور كه مىگويد واجب نيست، مشكل است و اگر فتوا به وجوب ندهيم، قائل به احتياط مىشويم.
فرع سوّم: استحباب روز هفتم
در مورد استحباب ختان در روز هفتم اجماع قائم است و بيش از ده روايت دارد كه اين روايات در باب ٥٢ و ٥٣ و ٥٤ از ابواب احكام اولاد آمده است. بعضى از روايات هم در مستدرك الوسائل [٥] آمده و در كتب عامّه هم استحباب روز هفتم آمده است. [٦]
١٠٨ مسائل ٥- ٩ (فى الختان و العقيقة) ٢٣/ ٠٢/ ٨٥
مسألة ٥:
الختان واجب لنفسه (وجوب نفسى دارد آيا وجوب شرطى هم براى عبادات دارد؟ تنها در يك مورد ختان وجوب شرطى دارد كه آن هم طواف است، چون طواف أغلف باطل است) و شرط لصحّة طوافه فى حجّ أو عمرة واجبين أو مندوبين (دليل آن اجماع و روايات متعدّد است) و ليس شرطاً فى صحّة الصلوة على الأقوى فضلًا عن سائر العبادات.
اقوال:
مرحوم صاحب جواهر [٧] روايات و ادّعاى اجماع را نقل كرده است.
آيا در عبادات ديگر هم شرط است؟
بعضى گفتهاند در نماز هم شرط است در حالى كه هيچ دليلى نداريم. مرحوم صاحب مدارك مىفرمايد:
ذكر جمع من الأصحاب (معلوم نيست كه اين جمع من الاصحاب چه كسانى هستند) أن الختان شرط فى صحّة الصلاة و نحوها من العبادات المشروطة بالطهارة و استدلال كردهاند كه غلاف نجس است چرا كه واجب است قطع شود، بنابراين در حكم ميته است. [٨]
[١]. ج ٢٥، ص ٤٩ تا ٥١.
[٢]. ج ٣١، ص ٢٦٠.
[٣]. ح ١، باب ٥٤ از ابواب احكام اولاد.
[٤]. ح ١، باب ٥٧ از ابواب احكام اولاد.
[٥]. ج ١٥، باب ٣٩ از ابواب احكام اولاد.
[٦]. سنن كبراى بيهقى، ج ٨، ص ٣٢٤.
[٧]. ج ١٩، ص ٢٧٤.
[٨]. نهاية المرام، ج ١، ص ٤٥٤.