كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - الأمر الأوّل
* ... عن غياث بن ابراهيم، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: أتى اميرالمؤمنين عليه السلام بيتيم فقال: خذوا بنفقة أقرب الناس منه من العشيرة كما يأكل ميراثه [١].
مرحوم صاحب وسائل تعبير «كما يأكل ميراثه» دارد ولى مرحوم صاحب جواهر [٢] «ممّن يأكل ميراثه» دارد.
جواب از دليل:
مشكل روايت اين است كه همه اقارب را نمىگويد، بلكه يتيم را مىگويد و آن هم نفقهاش بر وارث بالقوّه است، بنابراين اقارب دور را نمىگويد، به عبارت ديگر اين دليل اخصّ از مدّعاست و محدوده خاصّى را با دو قيد مىگويد.
* ... محمّد بن على بن الحسين، باسناده عن الحلبى، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: قلت: من الذى أجبر على نفقته؟ قال: الوالدان و الولد و الزوجة و الوارث الصغير [٣].
جواب از دليل:
اين روايت هم شبيه روايت يتيم است و از نظر محدوديّت دلالت شبيه آن است.
روايت ذيل «وارث صغير» را تفسير مىكند:
* ... عن عبدالرحمن بن الحجّاج، عن محمّد الحلبى، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: و الوارث الصغير يعنى الأخ و ابن الأخ و نحوه (جزء عمودين و اولاد نيستند) [٤].
جمع بين روايات:
دو راه جمع بين روايات وجود دارد:
١- حمل دو روايت بر استحباب مؤكّد:
ما اين جمع را در سراسر فقه داريم و بارها گفتهايم كه اگر دليل جواز ترك با وجوب فعل مقابل هم قرار گيرد، وجوب را به استحباب مؤكدّ حمل مىكنيم.
٢- جمع بين عام و خاص:
با اين بيان كه «لايجبر إلّاعلى ذلك» عام است، يعنى غير از اينها واجب نيست و روايت يتيم را مىگويد و يتيم استثنا است، يعنى در يتيم و همچنين در وارث صغير واجب است.
مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد:
ما عن سيّد المدارك من الميل الى العمل بمضمون الصحيح السابق المتضمن لوجوب الانفاق على الوارث الصغير. (صاحب مدارك نفقه وارث صغير را لازم مىداند). [٥] كدام يك از اين دو طريق جمع مقدّم است؟
به نظر مىرسد كه به خاطر فتواى اصحاب جمع به استحباب مقدّم باشد، چون همه اصحاب اين جمع را فهميدهاند و ما هم آن را ترجيح مىدهيم.
سلّمنا:
اگر اين دو جمع را نپذيرفتيم در اين صورت سراغ اصل برائت مىرويم كه نتيجه آن عدم وجوب نفقه غير عمودين و ولد است.
٧٤ ادامه مسأله ١ ١٠/ ١٢/ ٨٤
بقى هنا امران:
الأمر الأوّل:
فتوايى از ابن ابى ليلى فقيه معروف اهل سنّت نقل كردهاند كه وارث بايد نفقه بدهد يعنى كسى كه از مرگ بچّهاى ارث مىبرد، بايد در زمان حيات آن بچه و فقر او نفقه او را تأمين كند. در روايات ما هم وارث صغير آمده بود. ابن ابى ليلى به آيه «و على الوارث مثل ذلك» [٦] استدلال مىكند. بايد ببينيم كه «وارث» كيست و «مثل ذلك» به چه معنى است؟
قبل از اين قسمت آيه مىفرمايد: «و الوالدات يرضعن اولادهنّ حولين كاملين لمن أراد أن يتمّ الرضاعة و على المولود له رزقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف لا تكلّف نفس إلّاوسعها و لاتضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده و على الوارث مثل ذلك» [٧]
آيا اين آيه مىتواند آنچه را كه در بعضى از روايات در مورد وارث صغير آمده تأييد كند؟
مرحوم صاحب جواهر در معنى «وارث» هفت قول از مفسّرين نقل مىكند و مرحوم طبرسى در مجمعالبيان اقوال متعدّدى نقل مىكند؛ آيا معنى وارث همين است كه ابن ابى ليلى گفته و بعضى از فقهاى ما پيروى كردهاند؟
در معناى «مثل ذلك» هم اختلاف است. بعضى گفتهاند مثل ذلك يعنى در نفقه و كسوه مثل آن باشد، و بعضى گفتهاند مثل ذلك در «لا تضارّ والدة بولدها و ...» يعنى وارث نبايد اسباب ضرر و زيان فراهم كند.
آنچه كه در مورد معناى مثل ذلك به ذهن انسان مىآيد «رزقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف» است و احتمالهاى ديگر خلاف ظاهر است و در ناحيه وارث هم بسيار بعيد است كه وارث صغير مراد باشد، بلكه منظور اين است: پدر كه رزقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف را مىداد اگر از دنيا برود، نبايد بچّه صغير را
[١]. ح ٤، باب ١١ از ابواب نفقات.
[٢]. ج ٣١، ص ٣٦٨.
[٣]. ح ٩، باب ١ از ابواب نفقات.
[٤]. ح ٦، باب ١١ از ابواب نفقات.
[٥]. ج ٣١، ص ٣٦٩.
[٦]. سوره بقره، آيه ٢٣٣.
[٧]. سوره بقره، آيه ٢٣٣.