كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣ - الأمر الثالث
است، البتّه بعضى گفتهاند كه در اين جا اصلًا جاى استصحاب نيست.
حال در ما نحن فيه زمانى زوج موسر بوده و زمانى هم معسر شده است، ولى نمىدانيم كدام جلوتر بوده است، در اين صورت استصحاب يسار و استصحاب اعسار تعارض كرده و تساقط مىكند و نوبت به اصل برائت مىرسد، يعنى اصل برائت ذمّه زوج از انفاق است.
جمع بندى:
در صورت اوّل و سوّم به نفع زوج و در صورت دوّم به نفع زوجه حكم مىشود.
بقى هنا امورٌ:
در ذيل اين مسأله امورى قابل توجّه است.
الأمر الاوّل:
شكّى نيست كه در شبهات موضوعيّه فحص لازم نيست، چون ادلّه عامّه و روايت بخصوص داريم ولى در شبهات حكميّه فحص لازم است، به عنوان مثال شكّ مىكنيم كه اين شىء سياهى كه در برنج است نجس است يا پاك؟ فحص لازم ندارد.
ولى در اصول دو استثنا زدهايم كه در آن دو مورد با اين كه شبهه موضوعيّه است ولى فحص لازم است:
١- جايى كه علمش حاضر است (علمش در آستين است)، مثلًا شك دارد به زيد بدهكار است يا نه، در حالى كه دفترى دارد كه طلب و بدهى در آن نوشته شده است، در اينجا نمىتوان گفت شبهه موضوعيّه است و جاى برائت، چون علمش حاضر است و ادلّه عدم وجوب فحص از اين منصرف است.
٢- چيزى كه طبيعتش اين است كه بدون فحص آشكار نمىشود، مثلًا نمىداند گندم به حدّ نصاب رسيده تا زكات واجب باشد يا نه؟ در اينجا طبيعتش اين است كه بايد گندم وزن شود تا معلوم شود به حدّ نصاب رسيده يا نه و جاى برائت نيست، و يا نمىداند مالش خمس دارد يا نه، بايد محاسبه كند و جاى اصل برائت نيست.
حال در ما نحن فيه آيا يسار و اعسار چيزى است كه بتوان بدون فحص آن را پذيرفت؟ آيا قاضى هم فحص لازم دارد؟ بله در بعضى موارد فحص لازم است، على عليه السلام هم در قضاوتش گاهى فحص مىكرد. در ما نحن فيه قاضى بايد كارشناس بفرستد و تفحصّ كند اگر بعد از فحص معلوم نشد موسر است، برائت جارى مىشود.
الأمر الثانى:
سرخسى از علماى عامّه به اين مسأله توجّه كرده و مىگويد: اقدام به ازدواج، اقرار به يسار است چه در نفقه و چه در مهر و در واقع اقرار عملى است بر اين كه موسر است و كسى كه اقرار كرد، نمىتواند انكار كند و اگر خواست انكار كند بايد بيّنه بياورد. [١] اين كلام سرخسى درست نيست، چون بسيارند كسانى كه مهرى قرار مىدهند و در آن لحظه يسارى ندارند و آيه ذيل نيز به همين مطلب اشاره دارد:
«وأنكحوا الأيامى منكم و الصالحين من عبادكم و إمائكم إن يكونوا فقراء يغنهم اللَّه من فضله» [٢].
الأمر الثالث:
اين مطلب را نيز سرخسى در مبسوط نقل كرده و مىگويد:
بايد به زىّ شخص هم توجّه شود اگر زىّ او، زىّ أغنيا باشد، ادّعاى اعسار او را نمىپذيريم و اگر زىّ او زىّ فقرا باشد، ادّعاى او را مىپذيريم. او براى اثبات حجيّت زىّ شخص و ظاهر حال به سه آيه از قرآن استدلال كرده است:
١- «تعرفهم بسيماهم» [٣]، قرآن در مورد فقرايى كه از مردم چيزى نمىخواهند مىگويد:
ظاهرشان نشان مىدهد محتاجند ولى آبرومندند و سؤال نمىكنند، قرآن اين ظاهر حال را حجّت دانسته است.
٢- «إن كان قميصه قدّ من قبل فصدقت ...» [٤]، اين آيه هم نشان مىدهد كه زىّ و ظاهر حال حجّت است.
٣- «و لو أرادوا الخروج لأعدّوا له عدّة» [٥]، اگر مىخواستند به جهاد بروند آماده مىشدند، پس ظاهر حال نشان مىدهد كه آماده جهاد نيستند و دروغ مىگويند.
اين آيات نشان مىدهد كه ظاهر حال و زىّ حجّت است.
٥٩ ادامه مسأله ٢٧١٨/ ١٠/ ٨٤
براى اثبات حجّيت ظاهر حال و زىّ چند آيه هم ما اضافه مىكنيم كه بيش از اين هم يافت مىشود:
[١]. مبسوط سرخسى، ص ١٩٣.
[٢]. سوره نور، آيه ٣٢.
[٣]. سوره بقره، آيه ٢٧٣.
[٤]. سوره يوسف، آيه ٢٦.
[٥]. سوره توبه، آيه ٤٦.